تحلیل رمزگانی عناصر روایت در اشعـــار کــودک سـلــمــان هـــراتــی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نیشابور، دانشگاه آزاد اسلامی، نیشابور، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نیشابور، دانشگاه آزاد اسلامی، نیشابور، ایران
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، نیشابور، ایران
4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نیشابور، دانشگاه آزاد اسلامی، نیشابور، ایران
doi
10.22067/jlkd.2024.85449.1219چکیده
نشانهشناسی دانشی است که به مطالعۀ نظامهای نشانهای، فرایند تأویل و معنا و حقیقت پنهان در پس رمزها، نشانهها، نمادها و علائم میپردازد. این دانش در حوزههای گوناگون روابط بشری کاربردها و کارکردهای قابلتوجهی دارد. ادبیات و ازجمله ادبیات کودک از مهمترین این حوزههاست. پژوهش حاضر کوشیده است به روش تحلیلی-توصیفی، شعرهای کودک سلمان هراتی را با بهرهگیری از دیدگاههای رولان بارت (1974) تحلیل رمزگانی نماید. نتایج حاصله نشان میدهد که شعر هراتی به دلیل اشتمال بر زمینههای گوناگون از عناصر طبیعی و ایدئولوژیک، سرشتی بکر، ساده و صمیمی، مختصات برجستۀ زمانی و مکانی، گسترۀ مضمون اجتماعی و گفتمان آرمانی، قادر است رمزگانها و بهتبع آن معنا و تأویلهای گوناگون را تولید کند. این ویژگیها اگرچه با توانش خواننده ارتباط مستقیم دارند، نشان میدهند که شعر هراتی در مواجهه با مکانیسمهای تأویلی رمزگانها و تحلیل سایر عناصر نشانهشناختی، ژرفساخت معنایی ساختارمند و اندیشیده شده دارد. بینامتنیت عامل دیگری است که در فرایند نشانه معناشناسی و تفسیر درون و برونمتن، فضا و امکان بازتولید محتوا را برای خواننده فراهم میآورد. روایت در شعر سلمان بهعنوان عامل یکپارچگی محور عمودی، رمزگانهای متنوعی را تولید کرده است. نمود قابلتوجه رمزگانهای کنش روایی، نمادین و هرمنوتیک، نشانگر روایتمندی و ماهیت دلالتگر شعر او است. دلالتها در شعر هراتی تداعیهای عینی و شفافی را سبب میشود و فرامتن را بهطور مؤثری در تأویل و تحلیل نشانهها دخیل میسازد.