سلسلهمراتب طرحوارهای در پیکربندی اسمهای مرکب برونمرکز کُردی سورانی در صرف ساختی بوی
نویسندگان
1 استادیار زبانشناسی همگانی، گروه زبانشناسی و زبانهای خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبانشناسی همگانی، گروه زبانشناسی و زبانهای خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 دانشیار زبانشناسی همگانی، گروه زبانشناسی و زبانهای خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 دانشیار زبانشناسی همگانی، گروه زبانشناسی و زبانهای خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22067/jlkd.2024.86478.1230چکیده
جستار حاضر در تلاش است با اتخاذ روش تحلیلی _ توصیفی و بهرهگیری از امکانات صرف ساختی بوی (2010) سلسلهمراتبی طرحوارهای حاکم بر صورتبندی اسمهای مرکب برونمرکز در کردی سورانی را کشف کرده و به مدلی کلی از نظام مفهومساز ناظر بر آنها دست یابد. در وهلۀ نخست دادههای پژوهش شامل 1400 اسم مرکب از فرهنگهای کردی- فارسی ههنبانه بورینه (شرفکندی، 1369) و فرهنگ فارسی- کردی دانشگاه کردستان (1393) بهصورت تمامشمار استخراج شد. در مرحلۀ دوم با استفاده از آزمون هستهمندی و شمول معنایی اسکالیز و گویورا (2006) و همچنین شمّ زبانی دو تن از نگارندگان بهعنوان گویشور بومی، 842 نمونهشدگی، یعنی بالغ بر 60 درصد از کل دادهها برونمرکز تشخیص داده شدند. سپس با استفاده از ابزار نظری پژوهش و اتکا بر نمونهشدگیهای موردبررسی، یک کلانطرحواره، 12 طرحوارههای میانی و 54 ریزطرحوارۀ حاکم بر اسمهای مرکب برونمرکز، ترسیم شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد صرف قرارگرفتن واژه ذیل عنوان برونمرکز به معنای گسیختگی در انگیزش و انسداد کامل رابطۀ میان صورت و معنا در تمامی موارد نبوده، بلکه این امر طیفی از ترکیبهایی با تیرهگی معنایی کمتر تا ترکیبهای مطلقاً تیره را در بر میگیرد. شایان ذکر است که وجود ترکیبهای فاقد هستۀ اسمی را میتوان نشانهای دال بر عدم تأثیرپذیری مقولۀ واژگانی برونداد از سازههای مشارکتکننده در ساخت بهحساب آورده و این امر را در قالب تراوش مشخصههای طرحوارۀ حاکم بر نمونهشدگیهای تحت تسلط تفسیر کرد. بهبیاندیگر یافتههای پژوهش نشان میدهند طرحوارهها هم بر تعیین مشخصههای صوری ساخت و هم بر تعیین حدود معنایی آنها تأثیرگذار هستند.