نام اندام‌ها و بیان احساسات در زبان فارسی: نگاهی رده شناختی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشیار زبانشناسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22067/jlkd.2023.84080.1191
چکیده

رده‌شناسی واژگانی مطالعۀ روش‌های خاصی است که بر اساس آن‌ها زبان‌ها معنایی را در قالب واژه‌ها می‌گنجانند. به‌این‌ترتیب رده‌شناسی واژگانی را که با واژگان سروکار دارد، می‌توان زیرشاخۀ رده‌شناسی معنایی به‌حساب آورد. اخیراً مطالعات در زبان‌شناسی شناختی نشان داده‌اند که چگونه اعضای بدن به‌عنوان منبعی برای مفهوم‌سازی تجربه‌های مختلف مانند احساس‌کردن، اندیشیدن و غیره عمل می‌کنند و در فرهنگ‌های مختلف به شکل‌های متفاوت بازنمایی می‌شوند. استفاده از کلماتی که به اعضای بدن اشاره دارد می‌تواند به ما کمک کند تا احساسات خود را با دقت بیشتری بیان کنیم. در این پژوهش سعی بر آن شد که نگاهی به بررسی الگوهای رده‌شناسی واژگانی نقش نام‌اندام‌ها در بیان احساسات فارسی‌زبانان داشته باشیم. این پژوهش را شاید بتوان اولین مجموعۀ رده‌شناختی نقش استعاری نام‌اندام‌ها در توصیف احساسات در نظر گرفت. روش پژوهش، شیوه‌ای تطبیقی تحلیلی با استناد به مطالعات زبان‌شناسان این حوزه است؛ بدین منظور، نزدیک به 50 جمله از شواهد زبانی از پایگاه دادگان و برخی منابع مکتوب استخراج شد و بر مبنای مفهوم نام‌اندام‌ها در بیان احساسات دسته‌بندی گردید. سعی شد نمونه‌های مورد نظر بر اساس نقشی که در بیان احساسات دارند، بررسی شود. تحلیل داده‌ها بر اساس الگوی پونسونِت و لاگینها و متداول‌ترین نام‌اندام‌ها صورت گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد از واژه‌های دل، قلب، چشم و جگر بیشتر از سایر واژه‌ها در زبان فارسی برای بیان احساسات بهره گرفته شده است؛ البته برای بیان ارزیابی دقیق این نظر، به تحقیقات گستردۀ ترکیبی از رویکرد فرهنگ خاص و بین فرهنگی نیاز است.