نمودِ کهن‌الگویِ پیرِ دانا و رؤیا در منظومه‌هایِ حماسیِ بهمن‌نامه و فرامرزنامه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول، دزفول، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی ، دزفول، ایران

3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران

4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران

doi
10.22067/jlkd.2023.83086.1174
چکیده

«کهن‌الگو» یکی از اصطلاحات بنیادین در روان‌شناسی کارل گوستاو یونگ است که در ناخودآگاه فردی و جمعی نوع بشر حضور دارد. هنر و ادبیّات، یکی از نمودگاه‌های اصلی ناخودآگاه بشری است. در شعر کهن فارسی، به‌ویژه منظومۀ حماسیِ بهمن‌نامه و فرامرزنامه، کهن‌الگوها ازجمله کهن‌الگوی «پیرِ دانا» برای تحقّقِ منظور یا غرضی خاص در حماسه حضور می‌یابد که نگارندگان در پژوهشِ پیشِ رو با استناد به دو منظومۀ حماسی، به توصیف و تحلیل آن می‌پردازند. پژوهندگان بر آن‌اند به این پرسش پاسخ دهند که کهن‌الگوی پیر دانا، به چه اَشکالی در دو اثرِ یادشده ظاهر شده است؟ چنان‌که از نتیجۀ تحقیق برمی‌آید، گاهی شخصیت‌های شناخته‌شده به‌مانند زال، رستم و گرشاسپ، به حقیقتی که در آینده ممکن است رخ دهد، واقف می‌شوند و در نقشِ پیر دانا، نزدیکان خود را از آن رخدادِ در پیش‌آگاهی می‌بخشند. گاهی هم کسی همچون بهمن که تابعِ «نهادِ» خود است، در رؤیا با کسانی مانند فریدون، سیاوش و کیخسرو روبه‌رو می‌شود و آنان در نقش پیرانِ دانا، با تهدید او را از بدی بر حذر می‌دارند. در مواقعی هم پیر دانا به‌عنوان پشتیبانِ پنهان، رخدادی تمثیلی را به تصویر می‌کشد تا مخاطبش را از کاری نادرست بر حذر دارد. گاهی هم او در هیأت پرنده یا خواب‌گزاری پیش‌گو آشکار می‌شود و رستگاری مخاطبش را رقم می‌زند. نکتۀ قابل تأمّل این است که در همۀ موارد، رؤیا نقشی اساسی دارد و به‌طورکلی، پیر دانا در سوگیری‌های کنش شاهان و پهلوانان و تغییر مسیر حماسه، اثراتی مطلوب و تأثیرگذار به جای می‌نهد.