قیدهای زبان فارسی از نگاه سرنمون رده‌شناختی به اجزاء کلام

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبانشناسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشجوی دکتری زبانشناسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22067/jlkd.2023.78449.1123
چکیده

مقوله­ ی قید از مباحث پیچیده­ای است که تاکنون جنبه­ های متفاوتی از آن مورد بررسی قرار گرفته است. با این وجود، زبان­شناسان در خصوص مسائل متنوع مربوط به قید، از تعریف آن گرفته تا اصالت آن به عنوان یک مقوله واژگانی، به توافق همگانی نرسیده ­اند. در این پژوهش سعی بر آن است تا در چارچوب نظریه­ی سرنمون رده­شناختی با مشخص­ کردن ویژگی­های سرنمونی قیدهای فارسی به تعیین جایگاه آن­ها در نقشه­ ی معنایی اجزاء کلام کرافت  به عنوان یکی از اجزاء کلام پرداخته شود. به این منظور، با توجه به معیارهای رده ­شناختی، شماری از قیدهای پرکاربرد در زبان گفتاری فارسی معیار مورد استفاده در برنامه‌های تلویزیونی و متون مختلف فارسی معاصر مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج به­ دست­ آمده، جایگاه قیدهای بی­نشان در زبان فارسی که به لحاظ نقشی تعریف شده­اند و از نظر رده ­شناختی بی­نشان به حساب می ­آیند در نقشه­ ی معنایی اجزاء کلام کرافت مانند صفت­های بی­نشان در طبقه­ ی معنایی ویژگی تعیین گردید و مشخص شد که این قیدهای بی­نشان، بر خلاف صفت­های بی­نشان که به بیان نقش کنش گزاره­ای توصیف در درون ارجاع می­پردازند، نقش کنش گزاره­ای توصیف در درون اسناد را ایفا می­کنند. همچنین جایگاه گروه­های حرف اضافه­ای فعلی و فعل­های قیدگون نیز به عنوان قیدهای نشان­دار، به ترتیب، به منزله­ی واژه­های چیز و بیان­گر نقش کنش گزاره­ای توصیف در درون اسناد و واژه­ های کنش و بیان­گر نقش کنش گزاره­ای توصیف در درون اسناد در نقشه­ ی معنایی اجزاء کلام کرافت مشخص گردید. در واقع، این نوشتار نشان داده است که مقوله ­ی واژگانی قید که در نظریه کرافت(2001) نادیده گرفته شده بود را نیز مانند سایر مقوله‌ها می‌توان در نقشه ­ی معنایی اجزاء کلام وارد نمود و مقوله­ ی قید هم در نظریه­ ی سرنمون رده شناختی قابل بررسی است.