تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی در غزلیات حافظ مطابق با الگوی سهسطحی فرکلاف و با تکیه بر فرانقش اندیشگانی زبان در نظریه نقشگرای نظاممند هلیدی
نویسندگان
1 استادیار مرکز معارف اسلامی و ادبیات فارسی دانشگاه صنعتی اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22067/jlkd.2022.77092.1104چکیده
پژوهش حاضر با روشی توصیفی- تحلیلی و مطابق با الگوی سهلایهای نورمن فرکلاف، زبان عرفانی حافظ را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، بررسی و تحلیل میکند و به این مسئلۀ اصلی پاسخ میدهد که حافظ چرا، چگونه و با استفاده از کدام ساختارهای زبانی، گفتمان عرفانیاش را تولید و موجبات درک و دریافت آن را فراهم کردهاست. بدین منظور پس از توصیف غزلهای عرفانی حافظ مطابق با چارچوب نظریه نقشگرای نظاممند مایکل هلیدی و با تکیه بر فرانقش اندیشگانی زبان در آن چارچوب، با عنایت به بافت درونزبانی و برونزبانی غزلها و با تحلیلی بینامتنی، به تفسیر و تبیین ایدئولوژیک آنها میپردازد. نتایج پژوهش نشان میدهد، ویژگیهای عرفانی شاخص در زبان حافظ، ویژگیهایی است که با دیگر متون عرفانی، اشتراکاتی دارد و ضمن ارائۀ مختصات بینامتنی و قواعد عام گفتمان عرفانی، منعکسکنندۀ دیدگاههای شخصی و ایدئولوژیک حافظ در ارتباط با اوضاع فرهنگی- اجتماعی زمانۀ اوست. دستاورد پژوهش، توجیه و تبیین علمی، نظاممند و الگومدار زبان عرفانی حافظ و بیان چگونگی و چرایی شکلگیری، تولید و دریافت گفتمان عرفانی او، با استفاده از ابزارهای دقیق و قابل اتکاء تحلیل انتقادی گفتمان است که نتایج پژوهش را بر پایههای مستدل و موثق زبانشناسی نوین، استوار و از برچسب کلیگویی و خطاهای حاصل از آن، مبرّا میسازد.