ترتیب سازه ای بند فارسی با تکیه بر دستور نقشگرا-گفتمانی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 دانشیار گروه آموزشی زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

3 دانشیار گروه آموزشی زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22067/jlkd.2021.39554
چکیده

در این پژوهش به دنبال معرفی روشی جدید برای توجیه ترتیب سازه­ای عناصر بند در زبان فارسی هستیم. به این منظور دستور نقش­گراگفتمانی (2008) به عنوان جدیدترین دستور نقش­گرا چارچوب اصلی این پژوهش را تشکیل می­دهد. این دستور برخلاف اصول رده­شناختی گرین­برگ (1963) از روشی پویا برای تعیین ترتیب سازه­ای استفاده می­کند. روش ترتیب قرارگیری سازه­ها در این دستور به گونه­ایست که هیچ جایگاهی از قبل برای عنصر خاصی از زبان تعیین­شده نیست بلکه جایگاه هر عنصر براساس لایه­ای که در آن تولید می­شود، نقش کاربردی و معنایی آن (بافت زبانی) و با توجه به سایر عناصر بالادستی آن در سلسله مراتب لایه­های دو سطح بینافردی و بازنمودی تعیین می­گردد. علاوه بر این، در این دستور قواعدی برای تعیین ترتیب سازه­ها معرفی شده است که نه تنها به تعیین ترتیب عناصر بند کمک می­کند بلکه برای تعیین عناصر تشکیل دهندۀ گروه و واژه نیز کاربرد دارد؛ با این وجود هدف پژوهش حاضر تنها تعیین ترتیب سازه­های فارسی در سطح بند است. دستور نقش­گرا گفتمانی چهار جایگاه مطلق آغازی، دومین، میانی و پایانی و تعدادی جایگاه نسبی را برای سازه­های تشکیل­دهندۀ بند در نظر می­گیرد؛ طبق روش بالا به پایین این دستور، هر زمان یکی از این چهار جایگاه مطلق اشغال شود جایگاه­های نسبی آن می­توانند پذیرای عنصر دیگری شوند. با درنظر گرفتن چهار جایگاه در این دستور شرایطی ایجاد می­شود که در ازای هر روساخت دستوری طبق اصول رده­شناختی گرین­برگ، 14 ترتیب سازه­ای محتمل وجود خواهد داشت. به عبارتی، در مقابل 6 ترتیب سازه‌ای گرین­برگ یعنی SOV,SVO,OVS,OSV,VOS,VSO، در این دستور 84 احتمال وجود دارد. نتایج این پژوهش حاکی از کارایی اصول این دستور برای تعیین ترتیب سازه­ای بند فارسی به عنوان زبانی با ترتیب سازه­ای آزاد است. از طرف دیگر، با توجه به آنکه در این دستور اعتقادی به وجود حرکت سازه­ای نیست می­توان -با استدلال­های نقشی- آزادی  سازه­های بند فارسی را (به عنوان نتیجۀ نیت کاربردی گوینده) به صورت پایه­زایشی توجیه کرد. به همین منظور، در بخش آخر پژوهش یکی از انواع قلب نحوی نیز  ( قلب تحوی  کوتاه­برد چپ­گرای فارسی) به عنوان  فرایندی پربسامد برمبنای ملاحظات کاربردی (نه نحوی) دستور نقش­گراگفتمانی مورد بررسی قرار می گیرد.