تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی در غزلیات حافظ، مطابق با الگوی سهسطحی فرکلاف و با تکیه بر فرانقش بینافردی زبان در زبانشناسی سیستمی- نقشی هلیدی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
2 استادیار مرکز معارف اسلامی و ادبیات فارسی دانشگاه صنعتی اصفهان
doi
10.22067/jlkd.2021.70502.1031چکیده
یکی از روشهای کارآمد برای مطالعۀ زوایای معناشناختی زبان عرفانی در متون ادبی، تحلیل گفتمان انتقادی است که رویکردی جدید از تحلیل گفتمان در مطالعات زبانشناسی بهشمارمیرود و به تجزیه و تحلیل متون در پیوند با زمینه و بافت فرهنگی و اجتماعی میپردازد. پژوهش حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی و مطابق با الگوی سهسطحی فرکلاف، زبان عرفانی حافظ را بررسیمیکند و به این مسئلۀ اصلی پاسخمیدهد که حافظ چرا، چگونه و با استفاده از کدام ساختارهای زبانی، گفتمان عرفانیاش را تولید و موجبات درک و دریافت آن را فراهمکردهاست. بدین منظور پس از توصیف غزلهای عرفانی حافظ مطابق با چارچوب زبانشناسی سیستمی-نقشی هلیدی و با تکیه بر فرانقش بینافردی زبان در آن چارچوب، با عنایت به بافت درونزبانی و برونزبانی غزلها و با تحلیلی بینامتنی، توجیهات و دلایل لازم را از لایههای زیرین کلام او بیرونمیکشد و به تفسیر و تبیین ایدئولوژیک آنها میپردازد. نتایج پژوهش نشانمیدهد که عواملِ ایفای فرانقش بینافردی در زبان حافظ، نشاندار و گفتمانمدارند؛ عمل ایدئولوژیک انجاممیدهند و مؤلفۀ گفتمانشناختی بهشمارمیآیند. تفسیر و تبیین این مؤلفههای معنایی بیانمیکند جهانبینی، ایدئولوژی، روابط قدرت و ابزارهای معرفتشناختی، از عوامل اصلی مؤثر در تولید و درک گفتمان عرفانی حافظ است. دستاورد تحقیق حاضر، توجیه و تبیین علمی، نظاممند و الگومدار زبان عرفانی حافظ و بیان چگونگی و چرایی شکلگیری، تولید و درک گفتمان عرفانی او، با استفاده از معیارها و ابزارهای دقیق و قابل اتکاء تحلیل انتقادی گفتمان است که نتایج پژوهش را بر پایههای مستدل و موثق زبانشناسی، استوار و از برچسب کلیگویی و خطاهای حاصل از آن، مبرّامیسازد.