بررسی عنصر زاویه دید در رمان پلنگ‌های کوهستان بر اساس الگوی روایتشناسی ژرارژنت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران

doi
10.22067/jlkd.2021.69789.1027
چکیده

روایتشناسی موضوعی است که کسانی چون تزوتان تودوروف، نورمن فریدمن، ژاپ لینولت، ژرالدپرس، اشتانسل و ژرارژنت دربارۀ آن سخن گفته‌اند. نزدیک چهار دهه است این مقوله، بهعنوان علمی مستقل در غرب، جای خود را باز کرده‌است و از دیدگاه ساختارگرایان به مطالعۀ طبیعت، شکل و نقش روایت میپردازد و میکوشد توانایی و فهم متن روایت را نشان دهد. ژرار ژنت، به باور بسیاری از محققان، کاملترین طرح نظری را در این زمینه به دست داده است. از دیدگاه وی زاویه دید یا کانون روایت پنجره‌ای است که نویسنده پیش روی خود می‌گشاید تا از آن به رویدادهای داستان بنگرد. براساس الگوی روایت شناسی او، متون مختلف ادبی را بررسی کرد و دید تازهای را به روی آنها گشود. در این پژوهش، با بهرهگیری از روش توصیفی–تحلیلی، شگردهای روایی را در رمان پلنگهای کوهستان امین فقیری بر اساس نظریۀ کانون روایت ژنت مورد بررسی قرار خواهدگرفت. حاصل این پژوهش بیان می‌دارد داستان «پلنگ‌های کوهستان‌» فقیری مجموعۀ در هم‌تنیده‌ای از شیوه‌ها و روشهای روایی مختلف است. نویسنده (راوی) کانون توجهاش را به روایت معطوف داشتهاست. او از غم و شادی، از عشق و نفرت، از جنگ و گریز، از دشمن و دوست و هر آنچه که به روایتش کمک کند، بهره برده‌است تا درونیات شخصیتها را به صورتی مستقیم و یا غیر مستقیم بیان کند.