تأملی جامعه‌شناختی بر کارکردهای ادلۀ اثبات کیفری قرون وسطایی

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

doi
10.22059/jqclcs.2025.376155.1916
چکیده

پیش از آنکه هیأت منصفه مأمور رسیدگی به اتهام باشد، دادرسی تفتیشی در محاکم جاری باشد و قضات دیوان‌سالار آرای قضایی را صادر کنند، کشورهای اروپایی از قسامه، داوری ایزدی و دوئل قضایی برای اثبات دعوا و خاتمۀ آن استفاده می‌کردند. سازوکار قسامه به متهم این امکان را می‌داد تا در برخی جرایم با فراهم ‌آوردن حد نصابی از سوگندیاران خود در محکمه و سوگند آنان به درستکاری وی از اتهام رهایی یابد. در صورت شدت اتهام یا ناتوانی متهم از فراهم آوردن اسباب سوگند، اروپائیان خداوند را مسئول اثبات یا نفی اتهام می‌کردند. در نهایت در برخی موارد، مبارزه تن به تن در میدان نبرد میان شاکی و متهم سرنوشت دعوا را تعیین می‌کرد. حقوقدانان و مورخان همواره ادلۀ اثبات قرون وسطایی را به دیدۀ تحقیر و نکوهش نگریسته و آنها را نمادی از بربریت کیفری دانسته‌اند. در مقالۀ پیش رو نویسندگان با فاصله گرفتن از دیدگاه‌های رایج نسبت به این ادله، سعی کرده‌اند تا در چارچوب نگرشی جامعه‌شناختی کارکردهای پنهان آنها را آشکار سازند؛ از تأثیر این ادله در فیصله دادن به دعوا گرفته تا کارکرد آنها در حفظ انسجام اجتماعی و ادارۀ نظام قضایی.