خلاقیت ادبی و زبان‌شناسی شناختی: سنجش زیبایی‌شناسانۀ شعر «قایق کاغذی» گروس عبدالملکیان بر پایۀ نظریۀ هم‌آمیزی مفهومی

نویسندگان

1 (دانش‌آموخته دکتری زبانشناسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران)

doi
10.22067/jlkd.2021.48674.0
چکیده

اشعار گروس عبدالملکیان از نمونه‌های موفق شعر سپید فارسی در دو دهۀ اخیر بوده است (فروش و تجدید چاپ بالا و ترجمۀ منتخبی از اشعارش به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، سوئدی، کردی، ترکی و عربی دو شاهد برای این مدعا هستند). هدف پژوهش حاضر این است تا با اشاره از نظریه‌های مربوط به ماهیت شعر و نیز با استفاده از چارچوب نظریۀ هم‌آمیزی مفهومی فوکونیه و ترنر (2002) و ابزارهایی نظری که برای تحلیل متون خلاقانۀ ادبی به دست می‌دهد به گونه‌ای علمی و نظام‌مند به بررسی دلایل این موفقیت بپردازد. آن‌چه از این رهگذر به دست می‌آید نشان می‌دهد که اشعار عبدالملکیان به دلیل استفاده از تصویرسازی‌های بدیع و نو از خلاقیت ادبی بالایی برخوردارند، و هم از این‌رو ارزش زیبایی‌شناختی آن‌ها نیز بالاست. این تصویرسازی‌ها، به زبان اصطلاحات نظریۀ هم‌آمیزی مفهومی، حاصلِ استفاده از آمیزه‌های مرکب یا اَبَرآمیزه و نیز شبکه‌های ادغامی چنددامنه و همین‌طور پیوندهای حیاتی متنوع هستند. همچنین رعایت اصول بهینگی نیز در ایجاد آمیزه‌ها و شبکه‌های ادغامی مزبور مدخلیت دارند، که این امر باعث می‌شود اشعار وی در عین خلاقیت ادبی بالا در برابر خوانش آثارش مانع ایجاد ‌نکنند، و این مطلب نیز در کنار جنبۀ زیبایی‌شناختی به جذابیت اشعارش افزوده است، که حاصل آن موفقیت کارش بوده است.