«همبستگی اجتماعی» و کمینهسازی مداخلههای کیفری
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
doi
10.22059/jqclcs.2024.383137.1945چکیده
برداشت رایج این است که همبستگی اجتماعی توجیهکنندة برخورد کیفری با رفتارهایی است که ناقض آن محسوب میشوند. این برداشت، اغلب منطبق با توجیه مقابله با جریحهدار شدن وجدان جمعی است و وجود ارتباط میان همبستگی اجتماعی و کمینهسازی مداخلههای کیفری را نفی میکند. این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی این موضوع میپردازد که با وجود توجیه مذکور برای گسترش مداخلههای کیفری، آیا تأکید بر همبستگی اجتماعی میتواند مبنایی جهت کمینهسازی مداخلههای کیفری محسوب شود؟ نتایج نشان میدهد که توجیه مذکور، ذیل رویکرد مشابهتبنیاد به همبستگی اجتماعی قرار داشته که تحت تأثیر تغییرات اجتماعی، دستخوش دگرگونی و تعدیل شده است. افزون بر این رویکردهای دیگری اعم از استقلالپذیری و برابریخواهی دربارۀ همبستگی اجتماعی وجود دارند که نهتنها توجیهکنندۀ افزایش مداخلههای کیفری به بهانة حفظ همبستگی اجتماعی نیستند، بلکه با تأکید بر استقلال کارکردی، خودمختاری متقابل شهروندی، نفی سلطهگری کیفری و حمایت اجتماعی، زمینهساز کمینهسازی مداخلههای کیفری میشوند.