مرزهای تجربۀ عرفانی و آستانۀ تحمّل روحانی در مکاشفات روزبهانی (بازنمایی فزونباری تجربههای حدّی در آثار روزبهان بقلی شیرازی)
نویسندگان
1
doi
10.22051/jml.2025.52757.2744چکیده
پژوهش حاضر با هدف تحلیل و تبیین تجربههای حدّی در مکاشفات روزبهان بقلی شیرازی انجام شدهاست. تجربههای حدّی در این پژوهش بهعنوانِ موقعیّتهایی تعریف میشوند که در آنها ساختار عادی آگاهی انسانی فرومیپاشد و سوژه در آستانۀ ادراک امر مطلق قرار میگیرد. روزبهان در گزارشهای مکاشفهای خود بارها از وضعیّتهایی سخن میگوید که در آنها شدّت تجربه زبان و ادراک را از کار میاندازد و بهنوعی گسست درونی از خود و جهان منجر میشود. تحلیل مکاشفات او نشان میدهد که مؤلّفههایی چون دوگانگی لذّت و رنج، برانگیختگی شدید روانی و جسمی، تحمّلناپذیری تجربه، تراکم زمانی، فروکاست زبان، بیان متناقض و سرانجام گذر از خویشتن، از مهمترین شاخصههای تجربههای حدّی در آثار اوست. در این وضعیّتها، عارف در برابر شدّت ظهور و تجلّی امر قدسی قرار میگیرد؛ ظهوری که با پُررنگی، نورانیّت و افراط در تصویرگری همراه است. تکرار صحنهها، فراوانی نمادهای حسّی و استعاری و ناتوانی ذهن در مهار این شدّت، نشان میدهد که تجربۀ روزبهان فقط یک رؤیت یا الهام نیست، بلکه نوعی بحران ادراکی و وجودی است که سوژه را در آستانۀ نیستی و فنا قرار میدهد. در نتیجه، میتوان گفت که تجربههای حدّی در عرفان روزبهان، تجسّم لحظههاییاند که در آن، انسان به حدّ نهایی ظرفیّت ادراکی خود میرسد و مرز میان بودن و نابودی، گفتن و خاموشی بهکلّی از میان برداشته میشود.