تحلیل روابط بیشمتنیت در مناقبنامههای فارسی با تمرکز بر «دستورالجمهور» و «کتاب النور»
doi
10.22051/jml.2025.51956.2721چکیده
پژوهش حاضر به تحلیل روابط بیشمتنیت در مناقبنامههای فارسی، با تمرکز بر دو اثر دستورالجمهور و کتاب النور، بهمثابۀ تکنگاریهای زندگی بایزید بسطامی میپردازد. با استفاده از چارچوب نظری ژرار ژنت درباب ترامتنیت، بهویژه مفهوم «بیشمتنیت»، انواع دگرگونیهای کمّی (کاهش، افزایش، جایگزینی)، صوری (ترجمه، تراگونگی سبکی و وجهی) و معنایی (دگرگونیهای دیژتیک، پراگماتیک و ارزشی) در بازنویسی این دو متن بررسی شدهاند. یافتهها نشان میدهند که دستورالجمهور با تکنیکهایی مانند سرایت، گسترش سبکی- موضوعی و تراگونگی ارزشی، تصویری نسبتاً تغییر شکلیافته از بایزید ارائه میدهد که با گفتمان صوفیانۀ متأخرتر همسوتر است. این تغییرات، ازجمله تأکید بر «محبت» بهجای «فنا»، پافشاری بر مفهوم «ادب» و «سنت»، بازتفسیر شطحیات در راستای همسو نشاندادن آن با گفتمان شریعت و برجستهسازی پیوندهای سلسلهای با تمرکز بر رابطۀ سرسپردگی بهجای مفهوم حرمت، بازتابی از تحولات پارادایمی در تصوف قرن (8ق) و نیاز به مشروعیتبخشی به جریانهای صوفیانه است. این پژوهش اهمیت تحلیل بینامتنی را در فهم بازنویسیهای مناقبنامهها بهمثابۀ ابزارهای ایدئولوژیک و تاریخی برای نشاندادن تحولات گفتمانی برجسته میکند.