چندمعنایی ترکیبات "چشم" در زبان فارسی: رویکرد صرف ساختی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا همدان، همدان، ایران
2 دانشگاه اصفهان
doi
10.22067/jlkd.2019.39335چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی ساخت ترکیبات ناماندام "چشم" به عنوان یکی از ناماندامهای فعال فارسی است که در چارچوب صرف ساختی بوی (2010) به تحلیل الگوهای واژهسازی ]چشم-[X و X]-چشم[ میپردازد و تنوعات معنایی، عمومیترین طرحواره ساختی ناظر بر عملکرد این دو الگوی واژهسازی و نیز ساختار سلسلهمراتبی آنها را در واژگان گویشوران فارسی مورد بررسی قرار میدهد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و دادهها شامل 66 واژه مرکب است که از جستجو در فرهنگ سخن، فرهنگ زانسو، پیکرۀ بیجنخان و جستجوگر گوگل استخراج شدهاند. فرضیه تحقیق این بود که یک طرحواره ساختی عمومی و چندین زیرطرحواره فرعی، ناظر بر ساخت ترکیبات "چشم" هستند و مفهوم "ویژگی متمایزکنندۀ هستار مرتبط با معنای چشم و X" انتزاعیترین همبستگی صورت و معنای قابل برداشت از این دو الگو است. نتایج نشان داد معنای اجزای ساخت و رابطۀ آنها، دانش دایرهالمعارفی، بافت و همچنین استعاره و مجاز مفهومی نقش بسزایی در تعیین معنای واژههای مرکب حاصل دارند و در پایان فرضیۀ پژوهش مبنی بر وجود زیرطرحوارههای مستقل و ساختار سلسلهمراتبی در الگوهای مذکور رد شد؛ چون واژههای مرکب حاصل، صرفاً مواردی از نمونیافتگیهای عینی برگرفته از انتزاعیترین طرحوارههای ساختی ترکیب، یعنی [N-X]A [X-N]A و [N-N]N هستند و نه برگرفته از زیرطرحوارههای واژهسازی متشکل از "چشم".