مطالعة جامعهشناختی تحولات مجازاتها در افغانستان در پرتو اندیشههای حقوق بشری (1400- 1381)
نویسندگان
1 استاد گروه حقوق جزا و جرم شناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 دانشجوی دکترای حقوق جزا و جرم شناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
3 استادیار گروه حقوق جزا و جرم شناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22059/jqclcs.2024.365227.1875چکیده
حقوق بشر به ارزشها و هنجارهایی اشاره دارد که متعلق به ذات انسان، بدون توجه به وابستگیهای قومی، زبانی، ملیتی و مذهبی است. این ارزشها تأثیرات مهمی بر ساختار سیاسی و حقوقی افغانستان در پی داشته است. یکی از این موارد تأثیر اندیشههای حقوق بشری بر نهاد کیفر است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق توصیف و تحلیل گفتمانی، به این مسئله پرداخته است که اندیشهها و گرایشهای حقوق بشری چه تأثیری بر تحولات مجازاتها در افغانستان داشته است. نتایج بیانگر آن است که مجازات در افغانستان تاریخ پرفرازونشیبی را طی کرده است؛ گاهی در اوج خشونتگرایی کیفری و زمانی در پایینترین درجه کیفرهای خشونتآمیز سیر کرده است. این مسئله متأثر از علل و عوامل متعددی است که یکی از آن موارد مسئلة حقوق بشر و گرایشهای حقوق بشری است. هر زمانیکه گفتمان حقوق بشر چه بهصورت صوری و ظاهری و چه بهصورت واقعی وارد گفتمان حقوق کیفری افغانستان شده، تغییرات مقطعی و ظاهری در روش اعمال و اجرای مجازاتها نیز نمایان شده است. حذف کیفر شلاق از قوانین کیفری، محدودیت در موارد و روش اعمال کیفر مرگ و حرکت به سمت کیفرهای جایگزین حبس از مهمترین تحولات کیفرها در افغانستان محسوب میشوند که بهدلیل فشارهای جامعة بینالمللی و نهادهای حقوق بشری از یک سو، تغییر نسبی ساختار سیاسی، حقوقی، فرهنگی و اجتماعی از سوی دیگر، بهمرورزمان و بهویژه طی دو دهة اخیر بهوجود آمده است.