منبعیت سدالذّرائع در منابع استنباط اباضیۀ معاصر
نویسندگان
1 استادیار گروه اخلاق، دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی زابل ،ایران
2 استادیار گروه اخلاق، دانشگاه معارف قم، قم، ایران
doi
10.22034/fiqh.2025.515293.1274چکیده
فقه اباضیه در نقطهای میان ظاهریه و حنابله از یکسو و حنفیّه از سوی دیگر قرار دارد؛ با اینکه در عراق تأسیس شده، از روش احناف و معتزله پیروی نکرده است. روش فقهی اباضیها، نه صرفاً ظاهرگرا و نه صرفاً رأیگرا است؛ بلکه آن دسته از ظواهر که با عقل سازگار نیست، تأویل میکنند. البته نباید از نظر دور داشت که فتاوی اباضیه گاهی با فقه مالکی، گاهی با فقه حنفی و گاهی با فقه امامیه مطابقت دارد. این مقاله با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش کتابخانهای به منبعیت سدالذّرائع در منابع استنباط اباضیه میپردازد. قرآن، سنت و رأی، منابع اصلی استنباط در اباضیه هستند؛ و از مصادیق رأی میتوان به اجماع، قیاس و استدلال اشاره کرد. در اباضیه، مقصود از استدلال، استصحاب، استحسان و مصالح مرسله است. همچنین اباضیه از برخی منابع تبعی برای استنباط احکام شرعی استفاده میکنند که میتوان از عرف، سدالذّرائع و شرایع سابق نام برد. اباضیه در اصول فقه به اهلسنت نزدیکترند تا به شیعه؛ از اینرو ساختاری که برای منابع استنباط ارائه میکنند، مشابه منابع استنباط اهلسنت است و فقه اباضیه نیز به تبعیت از آن، فقهی شبیه فقه اهلسنت خواهد بود. در اباضیهٔ معاصر، سدالذّرائع یک اصل مستقل محسوب نمیشود، بلکه زیرمجموعهای از اصول است که انسان را به حکم شرعی راهنمایی میکند و در مباحث اصولی از آن بهره میبرند. سدالذّرائع سه نوع دارد و شیعه تنها مورد سوم را قبول ندارد؛ برخلاف اباضیه و اهلسنت که هر سه نوع را میپذیرند. اباضیه در بسیاری از امور فقهی از دلیل سدالذّرائع استفاده میکنند و بر این باورند که بهکارگیری این دلیل، وسعت و احتیاط فراوانی را در بر دارد و مانع از سوءاستفادۀ کسانی میشود که میخواهند از مفاد احکام شرعی برای اهداف شخصی خود بهرهبرداری کنند.