گسترش‌پذیری واژه‌بست‌های مطابقه در گزاره‌های تک‌مفعولی کُردی اردلانی (نظریّۀ فاز)

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز، تهران، ایران

2 استادیار زبان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز، تهران، ایران

doi
10.22067/jlkd.2019.39333
چکیده

نظریۀ فاز به­‌عنوان آخرین دستاورد برنامۀ کمینه‌­گرا در جهت بهینه ساختن محاسبات و اقتصاد اشتقاق زبانی مطرح شده است. چامسکی برای اطمینان از کاهش بار محاسباتی حافظه معتقد است که اشتقاق ساخت­های زبانی برمبنای عملکرد فازهای مختلف انجام می‌­شود و هرساخت­ نحوی در یک فازمشخص شکل می‌­گیرد. به اعتقاد وی فازها باید تا حد امکان کوچک باشند تا بارحافظه کاهش یابد. در این نظریه، اشتقاق نحوی ساخت­‌های زبانی به‌­صورت مرحله به مرحله انجام می‌­شود و پس از کامل شدن هر فاز، اشتقاق حاصل به دو سطح صورت آوایی و صورت منطقی جهت خوانش آوایی و معنایی منتقل می­‌شود و در نهایت براساس شرط نفوذناپذیری چامسکی(2000)، تنها هسته فاز و مشخص­گرهای آن برای ادامه محاسبات قابل دسترسی خواهند بود. بسیاری از زبان­شناسان بر این باورند که فرآیندهای نحوی ادغام و مطابقه از شرط نفوذناپذیری فاز تبعیت می­‌کنند. از آنجائی که نظام  واژه‌­بست افزایی ضمیری اغلب در طول تاریخ با نظام مطابقه مورد در ارتباط بوده اند ، لذا نویسندگان این مقاله برآنند تا شیوه میزبان­‌گزینی واژه‌­بست‌­ها رادر زبان کردی اردلانی بر اساس نظام مطابقه مطالعه کنند. در این مقاله با بررسی داده­‌های زبان کردی اردلانی و توصیف و تحلیل نظری میزبان­‌گزینی واژه­‌بست‌­های مطابقه در آن نشان خواهیم داد که  تبیین مطابقه­‌ای واژه‌­بست‌­­ها با اصل شرط نفوذناپذی فاز در ارتباط است.