راهبرد ناهم‌خوانی-گره‌گشایی در گفت‌وگوهای عرفانی

نویسندگان

1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.22051/jml.2025.49050.2635
چکیده

مدل ناهم‌خوانی-گره‌گشایی (Incongruity-Resolution Model) یا IR که به‌طور سنتی ریشه در مطالعات طنز دارد تاکنون به‌طور گسترده در تحلیل متون عرفانی به کار گرفته نشده است. این پژوهش با هدف ارائۀ یک مدل توسعه‌یافته برای بررسی راهبرد ناهم‌خوانی-گره‌گشایی در گفت‌وگوهای عرفانی، می‌کوشد ضمن توسعۀ نظری مدل مذکور، انطباق‌پذیری آن را با زمینه‌های غیر طنزآمیز و پیچیدۀ تعلیمی-عرفانی نشان ‌دهد. به این منظور به تحلیل کیفی صد گفت‌وگوی منتخب از آثار عطار می‌پردازد که براساس انواع ناهم‌خوانی (مبتنی‌بر چارچوب و مبتنی‌بر کلام) و سازوکارهای گره‌گشایی (مبتنی‌بر چارچوب، مبتنی‌بر کلام یا مبتنی‌بر استنباط) در شش الگو طبقه‌بندی شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در گفت‌وگوهای عرفانی ناهم‌خوانی‌ صرفاً تنش‌شناختی را برنمی‌انگیزد، بلکه جنبۀ آموزشی دارد و با بی‌ثبات‌کردن چارچوب‌های شناختی متعارف، خواننده را به‌سمت رشد اخلاقی و معنوی سوق می‌دهد. برخلاف طنز که به گره‌گشایی سریع و خطی تمایل دارد، گفت‌وگوهای صوفیانه از گره‌گشایی به شیوه‌ای باز و چندلایه بهره می‌برند و فرایند تفسیری تکرارشونده‌ای را پرورش می‌دهند که با اهداف شناختی و معنوی آموزش صوفیانه هم‌سو است. تلاش شناختی مخاطبان برای گره‌گشایی در طنز در نهایت به سرگرمی و لذت می‌انجامد حال‌آنکه در گفت‌وگوهای عرفانی، این لذت به شکل بینش معنوی یا روشنگری تجلی می‌یابد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مدل IR چارچوبی ارزشمند برای درک فرایندهای پویای شناختی زیربنایی گفت‌وگوهای عرفانی فراهم می‌آورد، اما باید تکامل یابد تا ماهیت چندلایه و گاه حل‌نشده ناهم‌خوانی‌ها در گفت‌وگوهای عرفانی را در نظر بگیرد.