فیلسوف در چشم صوفی؛ جایگاه ابنسینا در اندیشۀ شیخ علاءالدوله سمنانی
نویسندگان
1
2 دانشگاه تربت حیدریه
3 دانشگاه پیام نور
doi
10.22051/jml.2025.49421.2656چکیده
مقالۀ حاضر به بررسی دیدگاههای شیخ علاءالدوله سمنانی، فقیه و عارف قرن هفتم و هشتم هجری، در نقد ابوعلی سینا و حکما میپردازد. سمنانی با رویکردی توصیفی- تحلیلی، مبانی فلسفی و عرفانی را بررسی میکند. این پژوهش با استفاده از شیوۀ تحقیق کتابخانهای و روش توصیفیتحلیلی انجام شده و هدف آن ارائۀ دیدگاه سمنانی بهعنوان یک صوفی دربارۀ ابوعلی سینا بهعنوان یک فیلسوف است. سمنانی در نقد نظریات مختلف در زمینههای کلامی، فلسفی و عرفانی، انتقادات جدی به آرای ابوعلی سینا وارد کرده و او را در زمرۀ حکما و پیروان حکمت یونانی قرار میدهد. به اعتقاد سمنانی، سخنان حکما در بسیاری موارد غلط و بیاساس است که بیشتر بر مبنای عقل و برخلاف مذهب سنت و جماعت است. سمنانی در چهار مسئلۀ کلیدی، شامل علم خدا به جزئیات، قدیم بودن عالم، انکار معاد جسمانی و تنعم و تألم روح در قیامت، به منازعت با آرا و اندیشههای ابن سینا میپردازد و براساس مشی کلامی و عرفانی خود به آنها پاسخ میدهد. در بررسی آرای سمنانی و ابنسینا، تفاوتهای بنیادینی در رویکردهای کلامی و فلسفی آنها مشهود است. سمنانی، بهعنوان یک عارف و متکلم، بر آموزههای دینی تأکید میکند و علم خدا را جامع و حادث بودن عالم را میپذیرد، درحالیکه؛ ابنسینا با تفسیر کلی از علم خدا و تأکید بر پیچیدگیهای حدوث و معاد روحانی، رویکردی فلسفی و آزاداندیشانه دارد.