تحلیل گفتمان داستان شیخ صنعان از کتاب منطقالطیر اثر عطار نیشابوری بر مبنای الگوی ون لیوون
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22051/jml.2025.49199.2641چکیده
منطقالطیر اثری عرفانی است که در آن داستان شیخ صنعان بهدلیل استفاده از کارگزاران اجتماعی و شیوههای مختلف بازنمایی کارگزاران اجتماعی، جایگاهی خاص دارد. هدف این پژوهش تحلیل گفتمان داستان «شیخ صنعان» بر مبنای الگوی ون لیوون است. این پژوهش به روش ترکیبی کیفی و کمی انجام شده و ازطریق تحلیل ساختاری و زبانی، به بررسی شیوههای بازنمایی کارگزاران اجتماعی در متن پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که در این داستان، شیخ صنعان ازطریق فعالسازی نیرویی پویا و اثرگذار معرفی شده است که در انتهای داستان موفق میشود از موانع ارتقای معنوی خویش بگذرد و نیروی مخالفی چون دختر ترسا را از گروه مخالف به گروه خویش پیوند دهد. در این داستان، بیشترین بسامد عنواندهی به شیخ صنعان اختصاص دارد و پس از آن، بیشترین بسامد عنواندهی مربوط به دختر ترسا است که بهدلیل گرایش نهایی او به شیخ، تأثیر شگرفی بر وجهه و مشروعیت معنوی طریقت عطار گذاشته است. در داستان، بیشترین بسامد پیوند مربوط به گروه طریقتمحور است که نمایانگر ایدئولوژی عرفانی عطار است. در بخش نامشخصسازی آشکار شد که در این داستان، کارگزاران ناشناس در تبلیغ گفتمان طریقتمحور از حیث هویت به حاشیه رانده میشوند و بر عملی که در راستای خدمترسانی به گفتمان عرفانی انجام میدهند، تأکید میشود؛ همچنین، در مؤلفۀ حذف ثابت شد که علاوهبر بخشهایی که بهطور کامل از روایت حذف شدند، استفاده از افعال با فاعلهای ناشناخته ازطریق کمرنگ سازی در راستای تقویت جنبههای معنوی متن است.