پایش فراشناختی در مثنوی مولوی
نویسندگان
1 دانشگاه تبریز
doi
10.22051/jml.2024.47753.2594چکیده
یکی از دغدغههای اصلی مولانا در مثنوی شرایط حصول شناخت، محدودیت و موانع تحقق آن است. توجه او به مسئلۀ شناخت و ابعاد چندگانۀ آن آرای او را به مرز تفکرات نوین در باب دانش فراشناختی نزدیک میکند. مسئلۀ شناخت برای مولانا مسئلهای چنان جدی است که هر روایت و داستانی درگیر یکی از مسائل شناخت و پیچیدگیهای آن است. مقالۀ حاضر با روشی توصیفیتحلیلی نشان میدهد که دانش فراشناختی یعنی نظارت و پایش شناختی از اصول مهم مثنوی مولوی است. بسیاری از کارکردها و بنیانهای فراشناختی در مثنوی قابل ردیابی است که در این مقاله دو بنیان فراشناختی «طرحواره» و «نظام انگیزش شخصی» و دو کارکرد «نظارت بر فرایند شناخت» و «آگاهی از موقعیت شناخت» بررسی شد و نشان خواهد داد مثنوی مولوی بهدلیل دربرگرفتن نظارت، ارزیابی، پایش و آسیبشناسی شناخت، اثری دارای ارزش فراشناختی و شناختشناختی است. این آگاهی نسبتبه شرایط حصول شناخت، مولوی را به نقد شناختهای تقلیلگرایانه و تکساختی میرساند.