استعارۀ مفهومی در شعر قلندری
نویسندگان
1 دانشگاه گیلان
2 دانشگاه تبریز
3 موسسه پژوهشی علوم و صنایع غذایی
doi
10.22051/jml.2024.44125.2481چکیده
قلندریه یکی از فرقههای مهم در عرفان و تصوف اسلامی است که بسیاری از ابعاد نظری، اجتماعی و سلوکی آن، به دلیل تنوع شکل زندگی قلندران و وجود زمینههای مثبت و منفی و تناقضهای آشکار و پنهانی که در این فرقه و اشعارشان وجود دارد، همچنان ناشناخته باقی مانده است. در این پژوهش، به روش اسنادی و با بهرهگیری از نظریۀ استعارۀ مفهومی، جنبههایی از مفاهیم انتزاعی و چندپهلوی فرقۀ قلندریه که در ادب فارسی بازتاب یافته است، بررسی شده است. با تطابق و نگاشتِ حوزههای مبدأ و مقصدِ سه انگارۀ «قلندر آزاد است»، «قلندر مبارز است» و «قلندریه بهمثابه یک نظام اجتماعی و سرّی» این نتایج حاصل شد که قلندران هرچند خود را از بند هر نوع تعلقی آزاد میدانند، عملاً در بند و اسیر آداب و رسومی هستند که خود پایهگذار آن بودهاند. این گروه غالباً با مبارزۀ فرهنگی و سلبی و گاه مبارزۀ مسلحانه، در تلاش بودهاند که در جامعۀ ریازدۀ عصر خود تغییر ایجاد کنند. قلندریه دارای یک نظام فرهنگی پیچیده، تودرتو، باز و دارای قوانین و مراکز تجمع و اهداف و نشانههای خاص خود بوده است. قلندریه که گروهی آن را وجه افراطی ملامتیه دانستهاند، همواره در ادبیات فارسی دارای دو چهرۀ مثبت و منفی بوده است. استعارۀ مفهومی با ایجاد نگاشت بین مفاهیم انتزاعی با امور مادی و تجربههای ملموس، میتواند ابزاری مناسب برای درک برخی از جنبههای ناشناختۀ این فرقه به حساب آید.