مقاومت سلبی و ایجابی در تذکرة‌الاولیاء عطار

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

2 دانشگاه پیام نور

doi
10.22051/jml.2024.46346.2546
چکیده

تصوف معطوف به نجات آحاد جامعه است و برای مدیریت جامعه برنامة مدونی ندارد؛ اما این بدان معنا نیست که عرفا نیز نسبت به شرایط اجتماعی و سیاسی اطراف‌شان بی‌توجه بوده‌اند. در این پژوهش تلاش شده با بازخوانی و بازسازی مفهوم مقاومت فوکویی نشان داده شود که چگونه بخش اعظم حکایت‌های تذکرة‌الاولیاء در دایرة بازی بزرگ مفهوم قدرت و مقاومت قرار می‌گیرد و فریدالدین عطار چگونه با طراحی بدن‌های متنوع، روش‌های مقاومت صوفیه را بازنمایی می‌کند. برخی از این بدن‌ها از شیوة مقاومت سلبی و برخی دیگر از شیوة مقاومت ایجابی استفاده می‌کنند و گاه می‌شود که در یک رفتار بدنی هر دو وجه سلبی و ایجابی مقاومت آشکار می‌شود. انتخاب تذکرة‌الاولیاء بدان جهت است که این اثر دربردارندة عصارة اندیشه‌های عطار است. او تجربه‌های زیستی و نوشتاری متعدد را در آثار قبلی خودش به نمایش می‌گذارد و اینک در بخش‌های پایانی عمر تذکرة‌الاولیائی را می‌نویسد که زیرمتن بسیاری از زبرمتن‌های صوفیة دوره‌های بعدی است. با این هدف، ابتدا حکایت­ های عطار را که در بردارندة مفهوم مقاومت است بررسی و مصادیق آن را استخراج شده است. در مرحلة بعد، از طریق طبقه­ بندی آن­ها در چند گروه، مصادیق مقاومت سلبی و ایجابی را در آن­ها مشخص شده است.در مرحلة نهایی نیز گزارش‌هایی از تحلیل­ های انجام شده ارائه شده است.