تفاوتهای جنسیتی در استفاده از گفتمان نماها در گفتمان روایی: مطالعه موردی کودکان فارسیزبان یازده ساله تهرانی
نویسندگان
1 دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22067/lj.v11i1.70530چکیده
هدف این پژوهش آن است که دریابد انواع و بسامد گفتماننماهای به کار رفته توسط کودکان پسر و دختر یازده ساله تکزبانه فارسیزبان در بافت روایی چیست. گفتماننماها عناصر واژی هستند که در فرایند دستوریشدگی، همه یا بخشی از معنای واژگانی یا ویژگیهای دستوری خود را از دست دادهاند و در سطح گفتمان ایفای نقش میکنند. این پژوهش بر روی پیکره روایی 11207 کلمهای کودکان انجام شدهاست. آزمودنیهای این پژوهش 19 دختر و 20 پسر یازده ساله فارسیزبان تهرانی بودند که از منطقه 9 شهر تهران به شیوه غیرتصادفی و هدفمند انتخاب شدند. نتایج آزمون فیشر نشان داد که هر چند پسران در مجموع 349 گفتماننما و دختران 314 گفتماننما را به کار بردند اما این تفاوت عملکرد تنها در خصوص گفتماننمای «خب» معنادار بود و در خصوص سایر گفتماننماها معنادار نبود. همچنین دختران با کاربرد 25 نوع گفتماننما از انواع متنوعتری نسبت به پسران با کاربرد 20 نوع گفتماننما بهره بردند. سه گفتماننمای «بعد»، «بعدش» و «و» بالاترین میزان کاربرد را داشتند. این موضوع را میتوان با اصل تصویرگونگی تبیین کرد. بر اساس این اصل توالی عناصر جمله منطبق با توالی رخدادهای جهان خارج است. از اینرو، کاربرد سه گفتماننمای فوق که بیانگر توالی رخدادهای داستان بودند از سوی کودکان این پژوهش بیشتر بود.