تحلیل انتقادی یا تخریب جدلی؛ بحثی پیرامون مواجهه با جنبه های نظری تصوف در ردیه های بر تصوف در دورة صفویه

نویسندگان

1 دانشگاه تبریز

doi
10.22051/jml.2024.45032.2516
چکیده

دورة «صفویه» از حیث جدال کانون­های قدرت بر سر عامل مشروعیت سیاسی - دینی، از دوره­های خاص تاریخ ایران است. در این دوره شاهد تلاش نهادهای روحانیت شیعی، سلطنت صفوی و تصوف برای تثبیت مشروعیت خود و به حاشیه­راندن جریان­های رقیب هستیم و در این میان نهاد سلطنت به روحانیت گرایش بیش­تری دارد. نزاع کانون­های قدرت در آن دوره به­ویژه با توجه به مشروعیت تاریخی تصوف و زعامت روحانیت در جامعه و نظامِ تازه­تأسیس شیعی، ابعاد و جوانب خاصی داشته است و نوشتن متون ردیه بر تصوف از جانب روحانیت را با توجه به این افق تاریخی باید بررسی کرد. ردیه­های بر تصوف بین دو قطب نقد و تخریب در نوسان بوده­اند؛ اما فضای عمومی این متون غالباً متأثر از منطق و بیان جدلی مؤلف است و نوع نقد جنبه­های نظری تصوف در این متون نیز از این شرایط مستثنا نیست. در این نوشتار تلاش شده با کاربرد روش تحلیل گفتمانی و با استفاده از ابزارهای سبک­شناسی انتقادی، رابطة تخریب جدلی حوزة عرفان نظری با مؤلفه­های سیاسی - دینی عمده دورة صفویه را در هفت ردیه بر تصوف در آن دوران  بررسی شود. از دیدگاه این پژوهش و با توجه به داده­های متنی و فرامتنی، ردیه­های مورد بررسی تحت تأثیر جدال بر سر عامل مشروعیت سیاسی - دینی در دورة صفویه، به تخریب جدلی جنبة نظری تصوف پرداخته­اند و به این دلیل منابع معتبری برای کشف رابطة جنبه­های نظری تصوف و گفتمان­های حوزة تشیع به شمار نمی­روند.