تقویت سرمایه اجتماعی برون گروهی در راستای استقرار مدیریت اجتماع محور در مناطق خشک
نویسندگان
1 استاد گروه جغرافیا، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یادگار امام خمینی (ره)، شهر ری
2 دانشجوی دکتری دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات
3 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد گرمی
doi
10.22059/jrwm.2017.234384.1134چکیده
رویکرد مدیریت اجتماع محور از جمله رویکردهایی است که اهمیت فزایندهای در فراگرد مدیریت سرزمین دارد که در آن افراد محلی در تمامی مراحل برنامهریزی و اجرای برنامههای مدیریتی سرزمین، فعالانه مشارکت میکنند و در مرکز تصمیمگیریها قرار دارند. با توجه به اینکه رویکرد اجتماع محور تأثیر بسزایی بر ارتقاء سرمایه اجتماعی برون گروهی دارد، پژوهش حاضر اثر بخشی رویکرد مدیریت اجتماع محور در راستای تقویت سرمایه اجتماعی را مورد تحلیل قرار میدهد. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه سرگروههای چهار روستای زیارت شاه، ده رضا، رستم آباد علی چارک و علی آباد هشتصد متری، از توابع شهرستان ریگان استان کرمان است که مدیریت مشارکتی مناطق خشک در این منطقه اجرایی شده است. ارزیابی سرمایه اجتماعی با استفاده از روش تحلیل شبکه و سنجش پیوندهای اعتماد و مشارکت و با استفاده از شاخصهای سطح کلان شبکه ذینفعان محلی صورت گرفته است. ابزار پژوهش پرسشنامه تحلیل شبکهای بوده و تعداد 33 نفر بر اساس روش نمونهگیری شبکه کامل مورد پرسش قرار گرفتند. نتایج نشان از میزان متوسط شاخصها در مرحله قبل از اجرا و روند مثبت و صعودی این شاخصها به دنبال اجرای پروژه اجتماع محور و مشارکتی دارد. بنابراین اجرای پروژه مذکور منجر به اعتمادسازی و تقویت روحیه مشارکت و همکاری در بین سرگروهها و در نتیجه تقویت سرمایه اجتماعی برونگروهی شده است که این امر اثربخشی مطلوب رویکرد اجتماع محور مدیریت سرزمین در راستای افزایش سرمایه اجتماعی برون گروهی برای مدیریت مشارکتی مناطق خشک را مورد تاکید قرار می دهد.