«بررسی سپهرنشانه ای عرفان و تصوف اسلامی در کشف المحجوب»

doi
10.22051/jml.2023.44312.2489
چکیده

از منظر نشانه­شناسی فرهنگی، متون در حکم حافظۀ فرهنگی، محصول شرایط و ارتباطات بینافرهنگی و نمایانگر فرهنگ و نحوۀ سازمان­­بندی آن هستند. در طی قرون متمادی، عرفان و تصوف اسلامی در هیئت مجموعه ­ای از باورها، کردوکارها و رسوم در لایه­ های اجتماع رسوخ کرد و به ­تدریج به صورت فرهنگی منسجم بر بستر فرهنگ جامع اسلامی تشخّص یافت. این فرهنگ جدید توانست نظام­مندی خود را با استفاده از نظام الگوساز زبان، در قالب ادبیات عرفانی سازماندهی کند. به منظور دست­یابی به نظام سازمان­ده فرهنگ عرفان و تصوف اسلامی، اولین متن مستقل فارسی این فرهنگ به روش توصیفی - تحلیلی، کاویده شد تا در پرتو آن، سپهر نشانه­ ای عرفان و مناسبات بینافرهنگی در کشف‌المحجوب هجویری، شناسایی شود. فرهنگ بازنمایی ­شده در این کتاب دارای الگویی دوگانه، مشتمل بر «مرکز» با نشانه ­های منسجمی چون: فقر، باطن­گرایی، علمی­بودن تصوف، مرقعه ­پوشی و غیره برای جداسازی دو حوزة خودی از دیگری و «پیرامون» است که پیوسته با دیگران تعامل می­کند. بیان جهان­نگری خاص صوفیانه و اثبات آن­ها در قالب فقهی و کلامی و منابع استنادی آن­ها، تدوین اصول، مشایخ و فِرَق متصوفه، رجال و مکاتب مختلف سپهر­های کلامی و فقهی و بیان مباحثی چون: صفات خداوند و تقسیم ­بندی آن­ها، موقوفی­ بودن این اوصاف، توحید خداوند، حدوث و قدم الهی، غنی و بی ­نیاز بودن او و غیره در کشف­ المحجوب از فضاهای مرزی است که عرصة تبادلات بینافرهنگی به شمار می ­آید. این فضای مرکزی و فضای حاشیه ­ای، شکل­ دهنده به هویت فرهنگی صوفیه با انسجام درونی و مناسبات پویای بیرونی است.