فاصلۀ ایمان و اعتقاد در نظریّۀ مولانا

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22051/jml.2023.44620.2495
چکیده

دو اصطلاح ایمان (Faith) و اعتقاد (Belief) به دلیل حوزۀ معنایی مشترک و کثرت کاربرد، نه تنها در نزد عامّه؛ بلکه در نزد خواص اعم از شاعران و نویسندگان نیز به­ جای هم استفاده می­ شوند و گویی مرزهای مفهومی متمایزی بین آن­ها وجود ندارد. حال­ آنکه در معنا و مفهومِ حقیقیِ خود تمایز جدّی با هم دارند. به همین نسبت، «مؤمنان» و «معتقدان» نیز در ارتباط با امّهات دین؛ یعنی تلقّی از خداوند و نحوۀ ارتباط با او، شیوۀ ادراک هستی و تعامل با آن، ماهیّت تلقّی از دین و تجربه­های دینی تفاوت ­های آشکاری با هم دارند. بر خلاف بسیاری از شاعرانِ متمایل به تصوّف و عرفان که عموماً فاصله ­ای میان ایمان و اعتقاد نمی­ دیدند، مولانا ضمن اینکه مانند اغلب متفکّران و عارفان مسلمان «ایمان» و «کفر» را در مقابل هم قرار می­ دهد، «ایمان» و «اعتقاد» را از یکدیگر تفکیک و تفاوت عالمِ ایمان و اعتقاد را تبیین می ­کند و راه خود را از سایر شاعران عارف­ مسلکِ پیش از خود جدا می­ سازد. در منظومۀ فکری مولانا که بی­ شباهت با دیدگاه ­های فیلسوفانی مانند کی­ یرکگور نیست، ایمان، امری سیّال و مدام در حالِ شدن است و اعتقاد امری ثابت و ایستا و به همین دلیل، ایمان امری نامحدود است و اعتقاد امری محدود و مقیّد. ایمان، فردمحور است و از راه تجربۀ فردیِ اقبال بنده به خداوند و با سیر انفسی به دست می­آید و اعتقاد در جمع و جمعیّت و از طریق وسائط اعم از افراد، کتب و اسناد و سیر آفاقی بروز می­ کند، متعلَّق ایمان امر محال است و اعتقادات امور ممکن را شامل می ­شوند، صاحبان اعتقاد جزم ­گرا، دیگرستیز و هراسان هستند که مبادا کسانی بر عقاید آن­ها بتازند؛ اما صاحبان ایمان، مداراجو و با طمأنینۀ خاطر هستند. صاحبان ایمان، در رابطه ­ای بی ­پایان با خداوند همواره در حال شدن هستند و عاشقانه این رابطه را ادامه می­ دهند و صاحبان اعتقاد، با خداوند، رابطه ­ای معامله ­گرانه دارند و اگر دین می‌ورزند دین­­شان وسیله­ ای است برای دستیابی به خواست­ه ای این­ جهانی و آن­ جهانی.