توجیه تقابل های استعاریِ حوزۀ مفهومی «مرگ» در قالب نظریۀ تصویرگونگی
نویسندگان
1 دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22067/jlkd.2019.28859چکیده
مفهومیشدگی حوزۀ معنایی مرگ به دلیل پیچیدگی و ناشناختگی از طریق ساختارهای استعاری بهطرق مختلف و گاه حتی متقابل صورتمیگیرد. هدف اصلی این مقاله بررسی نگاشتهای مفهومی مرگ با حوزههای مبدأ متقابل و توجیه آن درقالب نظریۀ تصویرگونگی است. پیکرۀ مورد بررسی با درنظر گرفتن آثار ادبی زبان فارسی از عواملی چون بازۀ زمانی، جنسیّت، وزن و گونههای ادبی انتخاب و بررسی شد. برطبق نتایج این بررسی، حوزههای متقابل زیر مشاهده شد: جهت، مسیر، فاصله، طیفِ نور، فضا، جانبخشی، خوراک، درجۀ حرارت و نیز طیف سلامت و دوام. این ویژگی با توجه به تجربۀ انسان از مرگ در جهان مادی از یکسو و باورها و اعتقادات مذهبی توجیه شده و نشانمیدهد که بین تقابلهای استعاری در درون زبان (سطح دالّ) و ویژگیهای برونزبانی (سطح مدلول) نوعی هماهنگی از نوع تصویرگونه وجوددارد.