اباحت سماع به روایت ابن‌قیسرانی و غزالی

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز

2 دانشگاه خلیج فارس

doi
10.22051/jml.2023.43194.2448
چکیده

جستار پیش‌رو بر آن است که نقش ابن‌ قیسرانی را در دفاع از تصوف و تثبیت جایگاه آن از رهگذر سماع تبیین کند. با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی ابتدا گزارشی مختصر از دو روایت ابن قیسرانی در صفوة التصوف و کتاب السماع، ارائه، سپس اسلوب وی در اثبات اباحت سماع تبیین شده است. در ادامه، نگاه غزالی به سماع در احیای ­علوم ­دین بررسی گردیده و شباهت‌ها و تفاوت‌های آن با دیدگاه ابن­قیسرانی نشان داده شده است. اهمیت این بحث در آن است که هردو، از علمای برجستة دین و از بزرگان حدیث بودند که برای فتاوی خود در قرآن و سنت، ریشه‌ای می‌جستند و برای تمام حرکات و سکنات صوفیان در نظام خانقاهی، راهی به سنت رسول و صحابه می‌یافتند. اینان با آگاهی بر دو علم اصول و فروع یا همان علم کلام و فقه و نیز کتاب و سنت، برخلاف صوفیان محافظه‌کار با استفاده از شگردهای محدثان و فقها و با تکیه بر آیات و احادیث و روایات، حکم به اباحت سماع دادند.