تحلیل مقایسهای مجالس سبعه و مکاتیب براساس فرانقشاندیشگانیدر دستور نقشگرای هلیدی
نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور
2
3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
doi
10.22051/jml.2023.43628.2462چکیده
زبانشناسی نقش گرا از مهمترین رویکردهای زبان شناسی قرن بیستم است که بر نقش زبان و واحدهای ساختاری آن تأکید دارد و ساختی فراتر از جمله یعنی متن را بررسی میکند. بنیان دستور هلیدی بر دو صفت نظام مند و نقش گرا استوار است. نظام معنایی با کلّیترین کارکردهای زبان- که هلیدی آن را فراکارکرد یا فرانقش می نامد- در ارتباط است. فرانقش اندیشگانی بر اساس دستور نقش گرای هلیدی شش نوع است: مادی، ذهنی، رابطه ای، رفتاری، وجودی و کلامی که در این پژوهش بهطور مقایسه ای فرایندهای ششگانه در دو اثر از آثار منثور مولوی یعنی مجالس سبعه و مکاتیب با روش توصیفی- تحلیلی بررسی خواهد شد تا به این سؤال پاسخ داده شود که آیا بین بسامد انواع فرایندها و ساختار نوشتاری و خطابی که وجه بارز این آثار محسوب میشود، رابطه ای وجود دارد؟ تا بتوان به نوعی به سبکشناسی این آثار بر اساس فرانقشهای اندیشگانی مطرح در دستور نقشگرای هلیدی به تأثیرپذیری از جهانبینی نویسنده دست یافت. نتایج بهدستآمده بیانگر این است که در مجالس سبعه، فرایند مادی و در مکاتیب، فرایند رابطهای، بسامد بیشتری دارند که علت آن را میتوان در نوع کارکرد هر فرایند با توجه به موضوع مجالس سبعه که خطابه و مجلسگویی و مکاتیب که نامههای مولوی است، دانست. از طرف دیگر، از عناصر پیرامونی نهگانه، عنصر مکان در هر دو اثر بسامد بالایی دارد. با توجه به این که فرایند مادی، عامل بالابرندۀ گذرایی و فرایند رابطه ای، عامل پایینآورندۀ گذرایی متن است، گذرایی پایین مکاتیب به دلیل وجود بسامد بالای عناصر پیرامونی تا حدودی جبران شده است تا متن به هدف خود که تعلیم اخلاق و انسانیت است، نائل گردد.