بررسی و تحلیل بازنمایی «ایران و ایرانی» در کتاب های آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان از منظر تحلیل گفتمان انتقادی

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22067/lj.v10i19.67894
چکیده

بدیهی است که یکی از مهم ترین راه­هایی که  افراد و نهادها می توانند برای بیان و انتقال دیدگاه­ها ، ایدئولوژی­ها و طرز فکر خود به کارگیرند گفتمان است؛ تحلیل گفتمان انتقادی که یک حوزةمطالعاتی بینارشته­ای است، به بیان و آشکار­سازی ناگفته­ها، معانی پنهان و ایدئولوژی­های نهفته در متون می­پردازد. در جستار حاضر به بررسی موردی چهار مجموعه کتاب آموزش زبان فارسی به غیر­فارسی زبانان از منظر تحلیل گفتمان انتقادی پرداخته شده است. بدین منظور از رویکرد فرکلاف (1992) در تحلیل گفتمان انتقادی بهره گرفته شده است. در تجزیه و تحلیل داده­های پژوهش پنج ­مؤلفة­ زبانی یعنی واژگان و اصطلاحات ، صفات و گزاره­پردازی، وجهیت ، تعدی و موضوعات یا کلان­ساختارهای معنایی در این متون آموزشی بررسی و تحلیل شدند که نتایج آنها به تفکیک بیان شده است. به طور خلاصه نتایج تحلیل داده­ها نشان ­می­دهد که گفتمان هر چهار منبع بررسی­شده، گفتمانی ایدئولوژیک است و تفاوت در آنها، نشان دهندة تفاوت در زیربنای فکری ، ایدئولوژی­ها و همچنین اهداف پدید­آورندگان متون می­باشد.در مجموع، تولیدکنندگان دو مجموعه­ی «آموزش نوین زبان فارسی » و «فارسی بیاموزیم» در مقایسه با دو مجموعة دیگر سعی در ساختن و ارائة دیدگاهی مثبت­تر از ایران و ایرانی در ذهن مخاطب غیرفارسی­زبان داشته­اند و در گفتمان تولیدی خود، بر نکات مثبت و افتخارآمیز ایران و ایرانیان بیشتر تأکید کرده و آنها را برجسته­سازی کرده­اند.