برساخت قضایی کنترل جرائم سایبری کودکان و نوجوانان: بهسوی ارائۀ نظریهای دادهبنیاد
نویسندگان
1 گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22059/jqclcs.2023.359958.1849چکیده
در این مقاله با بهرهگیری از نظریۀ دادهبنیاد برساختگرا، درصدد تحلیل نقش برسازندۀ قضات مجتمع قضایی شهید فهمیده تهران در رسیدگی به رفتارهای معارض با قانون برخط کودکان و نوجوانان هستیم. در این زمینه، با پیروی از روششناختی کیفی، برای جمعآوری دادهها از پنجاهودو پرونده در بازۀ زمانی فروردین 1395 تا فروردین 1401، چهار مصاحبۀ فشردة نیمهساختاریافته با قضات شعب چهارگانة مجتمع و یادداشتنگاریهای پژوهشگر بهره گرفتیم. جمعآوری دادهها تا نیل به اشباع نظری ادامه یافت و با استفاده از نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA کدگذاری شد. با آشکار شدن ارتباط میان مقولهها، نظریۀ برآمده از دادهها کشف شد. بنابر یافتههای این پژوهش، چگونگی تعریف واقعیت مشکل رفتار معارض با قانون توسط مقام قضایی، نقش چشمگیری در تعیین طرحوارۀ کاربست الگو یا الگوهای خاصی برای پاسخگویی به رفتار معارض با قانون خواهد داشت. قضات اغلب با رویکردی فرایندی به پاسخگذاری میپرداختند. الگوهای بهکار گرفتهشده به دو دستۀ الگووارۀ سه سطحی نوگرا و الگووارۀ دوسطحی سنتی تقسیم میشد. الگووارۀ سه سطحی نوگرا، بر محوریت حمایتمداری استوار بود و بیشترین تلاش برای حل مسئلۀ رفتار معارض با قانون و آثار ناشی از آن صورت میگرفت. درحالیکه قضات باورمند به الگووارۀ دوسطحی سنتی با پایبندی به شکلگرایی حقوقی، درصدد احراز انتساب بزه و سنجش خطر احتمالی برای تعیین واکنش مناسب برمیآمدند. یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که «فقدان ظرفیتهای مشارکت با شبکههای اجتماعی» و «فقدان سیاست کیفری افتراقی رایانهای نسل دیجیتال» دو چالش عمدۀ رویاروی قضات برای ارائۀ تفاسیری برسازنده همسو با منافع عالیه کودک و نوجوان است.