اختلال اراده به‌عنوان دفاع جزئی در حقوق بین‌الملل کیفری و کنش‌پذیری از کامن‌لا

نویسندگان

1 استادیار، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 استادیار، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 دانش‌آموخته دکتری فقه و حقوق جزا، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22059/jqclcs.2022.349551.1790
چکیده

بنیان نظری معاذیری همچون «مسئولیت تقلیل‌یافته»، «عذر برانگیختگی»، «مستی» و «وضعیت روحی و روانی متهم»، اختلال اراده است. در اساسنامۀ دیوان‌های بین‌المللی کیفری به اختلال اراده به‌عنوان دفاع جزئی به‌طور مستقیم اشاره نشده است؛ هرچند بر مبنای بند 3 مادۀ 31 اساسنامۀ دیوان بین‌الملل کیفری، دیوان می‌تواند دیگر اسباب معافیت مجازات را مدنظر قرار دهد و از این منظر به اختلال اراده توجه کند. با وجود پذیرش مفاهیمی همچون ناتوانی ذهنی در چارچوب حقوقی دیوان بین‌الملل کیفری و دادگاه بین‌الملل کیفری یوگسلاوی سابق که می‌تواند دامنۀ اسباب بالقوۀ قابل اعمال در تخفیف مجازات را توسعه دهد؛ اما در مورد مصادیق اختلال اراده در اساسنامۀ این دیوان‌ها، رهیافتی کاملاً محتاطانه اتخاذ شده است. در واقع با پایبندی به فلسفۀ وضع قوانین سختگیرانه در جنایات بین‌المللی، تنها به پذیرش مصادیق اختلال اراده به‌عنوان یک مخفف قضایی اکتفا شده است. این در حالی است که در نظام کامن‌لا، به‌طور خاص حقوق انگلستان، اختلال اراده به‌عنوان یک مخفف قانونی ظاهر می‌شود و موجب تبدیل ماهیت قتل عمد به قتل غیرعمد می‌شود.