نشانه- معناشناسی نور در شعر سهراب سپهری

نویسندگان

1 دانشگاه کوثر بجنورد

doi
10.22067/lj.v10i18.57075
چکیده

در پژوهشِ حاضر کارکرد نور در شعر سهراب سپهری بر اساس دیدگاه نشانه- معناشناختی، بررسی و تحلیل شده است. هدف اصلی از پژوهشِ پیش رو، بررسی وضعیت گفتمانی و تحولی نور در شعر سپهری با تکیه بر چهار دیوان شعر او با عنوان­های «شرق اندوه»، «مسافر»، «صدای پای آب» و «حجم سبز» می­باشد. پرسش­های اصلی پژوهشِ پیشِ رو این است که نور در شعر سپهری چه حالت­هایی پیدا می­کند، چگونه به جریان در می­آید و گسترش می­یابد؛ همچنین چگونه می­تواند معناآفرینی کند؛ همچنین نور و همبسته­های نوری با کدام نظام­های نشانه- معناشناسی ارتباط دارند؟ و آیا می­توان برای نظام نوری در شعر سپهری الگویی معرفی کرد. فرضیۀ ما این است که نور به عنوان یک ابژۀ معناساز عمل می­کند و از طریق رابطۀ زنجیره­ای حواس و در تعامل با حس­های مختلف دیداری، جسمانه­ای، لامسه­ای، بویایی و حسی- حرکتی معناآفرینی می­کند. درواقع، نظام رخدادی و شوشی نور بستری را فراهم می­آورد تا نظام زنجیره­ای حسی شکل بگیرد. سوژه و ابژه در پرتو این نظام و در رابطه­ای ادراکی- حسی در تعامل با هم قرار می­گیرند. نتیجۀ چنین فرایندی برخورداری شوش­گر از حضوری استعلایی است. پژوهشِ حاضر با تحلیل نظام گفتمانی نوری توانسته الگویی را از چگونگی استحاله و استعلای گفتمان از منظر نور در شعر سپهری تبیین کند.