نقدهای شاهنعمتالله ولی در حوزه های تصوّف، فلسفه و کلام
نویسندگان
1
2 دانشگاه صنعتی شاهرود
doi
10.22051/jml.2022.40853.2357چکیده
در نوشتار حاضر با روش توصیفی-تشریحی نقدهای یکی از اثرگذارترین چهره های تصوّف، شاهنعمتالله ولی، در رسائل منسوب به او با هدف شناسایی حوزههایی که نقد کرده است و نیز روش و زبان او در این نقدها بررسی و تحلیل میشود. مطالعۀ این نقدها نشانگر دیدگاه و آرای او در مذهب، عرفان و فلسفه است. شاهولی مریدان فراوانی داشته و به یقین برخی از آن ها انحرافات و بیرسم و راهی هایی های داشته اند، ولی نتایج تحقیق نشان می دهد که وی به نقد آن ها نپرداخته و به نقد آرای نظری در خصوص سیر و سلوک عرفانی بسنده کرده است. شاهولی به مقام مشاهده معتقد نبوده و معرفت عرفا جز معرفت قطب را ناقص می داند. همچنین بین سیر و سلوک عرفانی و زندگی عادی و معمولی بین مردم منافاتی ندیده است. در حوزۀ فلسفه وکلام با اینکه از شارحان مکتب اکبری است، اما گاهی دیدگاههای ابن عربی و نیز دیدگاههای حکما، معتزله و متکلّمان و برخی از دیدگاههای امامیه را بدون اشاره به نام نقدشونده نقد کرده است. او با زهّاد و شطاحان مخالف بوده، اما نگاه مثبتی به ملامتیه داشته است. شاهولی از نظر زبانی کمتر از تمثیل و حکایات بهره برده و با زبانی ساده و روشن نقدهای خود را بیان کرده است.