از قوس هرمنوتیکی ریکور تا نوبت‌های سه‌گانۀ تأویلی در اندیشه و آثار عین‌القضات همدانی

نویسندگان

1

2

3 دانشگاه فردوسی مشهد

4 دانشگاه تهران

doi
10.22051/jml.2021.34975.2158
چکیده

تأویل در گفتمان تصوف ذوقی، ازجمله در آثار و اندیشه‌های عین‌القضات، اصلی بنیادین  به‌شمار می‌آید. در عرفان فلسفیِ او که دارای طرحی پلّکانی و مدرج است، هر مفهوم ابتدا و انتهایی دارد. سالک از ابتدا به انتها می­رسد و در انتها نیز مدارجی را می­ پیماید تا به نهایت انتها برسد. نوبت‌های سه‌گانۀ تأویلی عین‌القضات در پرتو مراتب سه‌گانة معرفتی-ادراکیِ «خواندن»، «دانستن» و «رسیدن»، علاوه بر حیثیت معرفت‌شناختی، بُعد هستی‌شناختی نیز پیدا می‌کند؛ سلسله‌مراتبی تأویلی که درنهایت منجر به تحول باطنی و گشودگی چشم  و دل به ساحت و افق تازه‌ای می ­شود. در قوس هرمنوتیکی پل ریکور نیز مفسریا خواننده  در مواجهه با متن  مراحلی را پشت سر می ­گذارد که عبارت‌اند از: «تبیین»، «فهم»،  و «به خود اختصاص دادن». «تبیین» ساختار لفظ را بررسی می‌کند و به نشانه‌شناسی واژگان توجه دارد. در مرحلة «فهم»، مفسر یا خواننده درصدد کشف ژرفای معنا و حصول به نیت مؤلف ضمنی متن است. «به خود اختصاص دادن» مرحلة پایانی فهم است که داده­ های معنایی سبب تحول مفسّر گردیده، به فهمی متفاوت­تر از خویش نائل می­ شود. ما در این پژوهش برآنیم تا میاننوبت‌های سه‌گانۀتأویلی عین‌القضات و قوس هرمنوتیکی ریکور تناظر برقرار کنیم و ضمن اشاره به وجوه متشابه و متفاوت این دو رویکرد تأویلی/‌هرمنوتیکی، از قوس تأویلی در نظام فکری عین‌القضات پرده برداریم.