بررسی ساختار روایت در رسالۀ فی حقیقة العشق سهروردی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

2 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.22051/jml.2021.32797.2090
چکیده

رسالۀ فی حقیقة ­العشق بازآفرینی دو داستان قرآنی «یوسف» و «آدم» طبق مشرب اشراقی سهروردی است. او حقیقت حیات و مبدأ و مقصد هستی را از نگاه فلسفی- عرفانی خود در قالب پیرنگ این روایت بیان کرده است. پیرنگ تقابلی روایت در این رساله رویارویی دو عنصر نور و تاریکی (معنویت و ماده) را بیان می­کند و فشرده­‌ای از دو قوس نزولی حیات (افاضۀ فیض آفرینش از نورالانوار و خلق آسمان­‌ها و زمین) و قوس صعودی (سیر و سلوک و تلاش انسان برای برگشت به سرچشمۀ نور) در آن مطرح شده است. این ساختار با نظریۀ تقابلی و الگوی کنشی گریماس همخوانی دارد. بررسی روایت براساس الگوی مذکور نشان می‌­دهد دو کنشگر اصلی این روایت یعنی حسن و عشق که در بخش زیرساختی و یوسف و زلیخا که به‌‌عنوان بازیگران این دو نقش در بخش روساختی روایت حضور دارند، جلوه­‌هایی از دو عنصر متقابل نور و ظلمت‌اند که در رویداد آفرینش با هم آمیخته شده‌اند. بر پایۀ تقابل موجود در زیرساخت داستان که سبب فراق میان حسن و عشق می‌­شود، مهم‌­ترین پیرفت به‌کار‌رفته در این روایت نیز انفصالی است.