ابهام در قوانین کیفری با رویکردی زبان شناسی
نویسندگان
1 دانش آموختۀ دکترای حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، فارس، ایران
doi
10.22059/jqclcs.2022.322577.1687چکیده
پژوهش حاضر بر پایۀ ساخت زبانی با رویکردی معناشناسی- نحو به بررسی گونههای عدم تعین در قوانین کیفری میپردازد. عدم تعین در جمله ناشی از دلالت چندگانة زبانیاست. بر این اساس ابتدا به بررسی دلالت چندگانه و سپس نتیجة حاصل از آن یعنی ابهام در دو سطح واژگانی و نحوی و زیرگروههای هر کدام با تمرکز بر واژگان و جملات قانون مجازات اسلامی و قانون آیین دادرسی کیفری بهعنوان پیکرة دادهها پرداخته شده است. این پژوهش با نگاهی نو و با روشی توصیفی-تحلیلی نشان میدهد که در سطح چندمعنایی واژگانی: فنی و تخصصی بودن زبان، بهکارگیری زبان بیگانه (عربی)، اشتراک لفظی، هممعنایی و تقسیم، بیشترین تأثیر را بر ابهام قوانین کیفری داشته است. در سطح نحوی میتوان به حذف واژگانی، ارجاع، وجود جملات طولانی و پیچیده، استفادة فراوان از عبارات حرف اضافهای و نامعمول عربی، عدم رعایت اصول نشانهگذاری و اعرابگذاری اشاره کرد.