بررسی مقایسه ای سیر اسماء جمالی خداوند در متون عرفانی قرن چهارم و ششم هجری (مطالعه موردی کشف المحجوب و روح الارواح)
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
4 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22051/jml.2019.24134.1688چکیده
در متون صوفیانه و عارفانه و در آموزههای عارفان، مبحث اسماءالله جایگاه ویژهای دارد که میتوان گفت تقریباً از سایر مباحث عرفانی گستردهتر و بااهمیتتر است. بهخصوص بحث در باب اسماء جمالی و جلالی پروردگار، چگونگی جلوۀ آنها و آثار خاصی که هریک در روح انسان بهجا میگذارند، بخش اعظمی از آثار عرفانی را به خود اختصاص داده است و نویسندگان صوفیمسلک به طرح نظریات خویش در این زمینه پرداختهاند. در این پژوهش، به روش توصیفی-تحلیلی و با جستوجو در منابع و آثار مربوط، پس از جستوجویی مختصر در تاریخچۀ مطالب مرتبط با اسماءالله و کاوشی در نظریات عارفان در این زمینه، در دو سطح اندیشگانی و ادبی دو اثر برجستۀ عرفانی قرن چهارم و ششم، یعنی کشفالمحجوب و روحالارواح مطالعه میشود. میتوان گفت که در قرن چهارم، آثار عرفانی به شکل متشرعانه و نگارشهایی تعلیمی و رسمی و به نثر مرسل نوشته شدهاند، اما بهموازات حرکت عرفان از زهد بهسوی عشق، بهتدریج بهسمت انتزاعیترشدن تصاویر و ساختار مجرد و ادبیت متن پیش میروند. در روحالارواح، مبادرت آگاهانۀ سمعانی به بیان تجربههای عرفانی بهوضوح در تمام اثر دیده میشود. این نکته با جایگاه جمالشناسی خاص و منسجم نثر روحالارواح نیز مرتبط است که از طریق بیان، ذوق و حس عاشقانه و تعبیرات و تجربههای عارفانه به خواننده منتقل میشود؛ نکتهای که در بیان تعلیمی و خشک کشفالمحجوب دیده نمیشود.