رباعی روایی در مختارنامه عطار نیشابوری
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشگاه شهید باهنر کرمان
4 دانشگاه تهران
doi
10.22051/jml.2019.21684.1580چکیده
بیشترین حجم روایتهای عرفانی در ادبیات فارسی به مثنوی اختصاص دارد که سبب شده از توانش قالبهای روایی دیگر و تمایل عرفا به قصهگویی در آن قالبها غفلت شود. همین امر نشانۀ ضرورت پژوهشهای جدید است که توانش قالبهای دیگر شعری و ویژگیهای هریک از این قالبها را بررسی کند. یکی از کارکردهای مهم قصهگویی نزد صوفیه، بیان تجربههای روحی در قالب روایتی کوتاه است. عرفای قصهگو برای انتقال تجارب شهودی خود که فشردگی و برقآسایی از خصیصههای وحدانی آن است، در پی قالبی شعریاند که روایت متراکم شهودشان را در نهایت ایجاز و بهصورتی یکپارچه بازنمایی کند. رباعی، یکی از کهنترین قالبهای ادب فارسی، با توجه به ویژگیهای ساختاریاش، علاوه بر نمایاندن وحدت و یکپارچگی، گذرابودن تجارب روحانی عرفای رباعیسرا را نشان میدهد. در این پژوهش، که به روش توصیفی ـ تحلیلی و از منظر حضور عناصر روایی بر مختارنامۀ عطار نوشته شده، دریافتیم در 261 رباعی روایی مختارنامه (از مجموع 2279 رباعی)، بیش از قالبهای قصهگویی دیگر، وحدانیت تجارب عرفانی راوی، در فشردهترین شکل و با درهمتنیدگی و جداییناپذیری فرم و محتوا نمایش داده شده است. شخصیتهای اصلی رباعیهای روایی، عاشق (عارف) و معشوق است و از آنجا که روایت در ناخودآگاه عارف رخ میدهد، مکان و زمان غالباً مبهم و کلی بیان میشود. عطار، در رباعی روایی، با بهرهگیری از تخیل و شاعرانگی، میان تجربه و تعبیر عرفانی ارتباط برقرار کرده است و صورت خام روایت تجربة خود (داستان) را بهصورت هنری آن (پیرنگ) بدل میکند.