نقد انگاره بی بهرگی فرشته از عشق در شعر حافظ
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2 دانشگاه شهید بهشتی
3 دانشگاه شهید بهشتی
4 دانشگاه تهران
doi
10.22051/jml.2019.22155.1601چکیده
معنای انگارۀ فرشته در اندیشۀ حافظ، در تطبیق اثر با سایر متون صوفیه، دستخوش تحولی جدی شده است. غالب حافظ پژوهان بر این باورند که حافظ عشق را همان بار امانت الهی تلقی میکند که منحصراً به انسان سپرده شده است و در مقابل، فرشتگان را از عشق بی نصیب میداند. با وجود این، مقایسۀ نشانگان موجود در شعر حافظ، با صورت بندی های مفهومی موجود در تألیفات سایر صوفیه، صحت این گزاره را مورد تردید قرار میدهد. ادعای حافظ مبنی بر بیبهرگی فرشتگان از عشق، از آنجا که با رویکرد کلی عرفای اسلامی یعنی سیطرۀ عام عشق در جهان خلقت تضاد دارد، شایستۀ بازنگری است. به نظر میرسد که حافظ در این میانه بیش از همه از عطار نیشابوری تأثیر پذیرفته و با وجود اعتقاد به سیطرۀ عام عشق در جهان خلقت، نقطۀ کمال عشق را که همان دَردِ عشق است، مخصوص انسان میداند. این در حالی است که حافظ پژوهان عمدتاً این دیدگاه حافظ را به گونۀ دیگری تفسیر کردهاند. در خلال این تفاسیر، بسیاری از مفاهیم و مضامین شعر حافظ از دسترس فهم مخاطب خارج خواهد شد. این مقاله با تبیین یکی از استعاره های بنیادین موجود در متون تصوف، یعنی «دُردی دَرد»، و مقایسۀ گزاره های مرتبط با آن در شعر حافظ و سایر تألیفات اهل تصوف به بازخوانی انگارۀ فرشته و بهرۀ آنان از عشق در متن اندیشۀ حافظ میپردازد.