فقه کیفری تکلیف مدار و دگرگونی پارادایمی
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدة حقوق دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکترای حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه تربیت مدرس
3 استاد گروه حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jqclcs.2021.296223.1522چکیده
نظریة پارادایمهای علمی توماس کوهن، قلمرو خود را از بستر اصلی آن، که علوم طبیعی است، گستردهتر کرده و وارد علوم اجتماعی هم شده است. فقه کیفری را نیز میتوان از منظر تحولات پارادایمی مطالعه کرد. این مقاله با تکیه بر روش تاریخی-تحلیلی عوامل مؤثر در شکلگیری پارادایم فقه رایج را واکاوی کرده است. در این مقاله به اثرگذاری عوامل مؤثر در شکلگیری پارادایم رایج فقهی از جمله ویژگیهای مربوط به محیط پیدایش اسلام، انسانشناسی متافیزیکی، رویکرد تفسیر لفظی متن، و نگاه تکلیفمدار به انسان پرداخته شده است. همچنین با اشاره به چالشهایی که فقه رایج تحت تأثیر تحولات ناشی از نگاه حقمدار با آن مواجه میشود، با ارجاع بخشی از تغییرات پارادایمی به بنای عقلا و سیرۀ خردمندان پیشنهاد میدهد که فقه جزایی میتواند و باید از پارادایم حقمدار استقبال کند. ورود نگاه حقمدار به فقه کیفری مایة تحولات مهمی در آن میشود. برعکس، بسته بودن باب تحولات پارادایمی به روی فقه و بهویژه پارادایم حقمدار با گذر زمان این بخش از فقه را از واقعیتها و مقتضیات زمانه دورتر میسازد.