تبیین جرائم غیرسودمدار در سنجۀ روان‌شناسی ‌تکاملی و نظریۀ انتخاب ‌عقلانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای حقوق جزا و جرم‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشیار دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

3 استادیار دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی

4 استاد دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22059/jqclcs.2021.309129.1597
چکیده

نظریه‌های انتخاب ‌عقلانی در پرتوی سادگی و کارایی روش خود، جایگاه ویژه‌ای در جرم‌شناسی دارند. بااین‌حال، در تبیین جرائم غیرسودمدار چندان موفق عمل نمی‌کنند. دیدگاه غالب، این عدم موفقیت را در ماهیت غیرعقلانیِ جرائم غیرسودمدار جستجو می‌کند، اما دیدگاه روان‌شناسی ‌تکاملی علت را مشکلات روشیِ موجود در نظریه‌های انتخاب ‌عقلانی می‌داند. از همین رو، دیدگاه اخیر، با ارائۀ یک روش تعاملی تلاش می‌کند نقاط ضعف نظریه‌های انتخاب ‌عقلانی را در تبیین جرائم غیرسودمدار پوشش دهد و با ارائۀ یک روش کارا و منطبق با واقع، ضمن تبیین جرائم غیرسودمدار، خود را به‌عنوان مکملی قابل‌اتکا برای نظریه‌های انتخاب ‌عقلانی معرفی نماید. پژوهش پیش ‌رو، تلاش دارد در ابتدا به این مسئله بپردازد که چرا نظریه‌های انتخاب ‌عقلانی در تبیین جرائم غیرسودمدار موفق عمل نمی‌کنند و پس از آن به این پرسش پاسخ گوید که آیا می‌توانیم جرائم غیرسودمدار را در قالب یک نظریۀ عقلانیِ تکاملی درک کنیم؟ روش مورد استفاده در این مقاله، توصیفی است و باتوجه به اینکه ادبیات جرم‌شناسی را گسترش می‌دهد، بنیادین محسوب می‌شود. این پژوهش به‌صورت کتابخانه‌ای صورت می‌پذیرد. در نوشتۀ پیش ‌رو، نشان داده ‌شده است که انسان اقتصادی به‌عنوان یک نمونۀ علمی، انطباق چندانی با واقعیت‌های مرتبط با فرایند تصمیم‌گیری مجرمانه ندارد؛ چراکه اصولاً سازوکارهای شناختی انسان به‌گونه‌ای طراحی نشده‌اند که بتواند پیش از ارتکاب جرم اقدام به محاسبۀ دقیق سود و زیان رفتار خود کند. در نقطۀ مقابل، روان‌شناسی ‌تکاملی با استفاده از عقلانیت سازشی می‌تواند سازوکارهای روان‌شناختی مرتبط با جرائم غیرسودمدار را به‌خوبی تبیین کند و نقش آن‌ها را در فرایند تصمیم‌گیری مجرمانه نشان دهد.