عناصر تحلیلی و آثار اجرایی حقوق کیفری
نویسندگان
1 دانشآموخته دکترای حقوق کیفری و جرمشناسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/jqclcs.2021.85137چکیده
حقوق معانی گونهگون دارد. گاهی حقوق به مجموعه قواعد متعین برآمده از ارادۀ حاکم اطلاق میشود. این معنا از حقوق در فقه سابقه ندارد و ترجمۀ واژگان فرنگی است. در این معنا، حقوق، برابر با قانون و قانون مترادف با قاعدۀ دولتی تعریف و هر منبعی ورای آن، فراحقوق محسوب میشود. باورمندان به این حقوق که اثباتگرا نامیده میشوند، معتقدند فقط زمانیکه فراحقوق (اخلاق، سنت، عرف، شریعت، عقل، احساس، باور و...) به ارادۀ حاکم ترجمه و به شکل قاعده صورتبندی شود، حقوق بهوجود میآید. در مقابل برخی حقوق را در قانون یا علمی که از قانون بحث میکند، محدود نمیکنند. در این مفهوم، حقوق، منحصر به قواعد نهاده نیست، بلکه با حقوق بهمثابه اصول سروکار داریم. رویکرد اخیر که در نحلههایی چون حقوق طبیعی، حقوق تاریخی و... متجلی است، حقوق را در طبیعت امور جستوجو میکند و قوانین (قواعد) آن را کشفشدنی و نه وضعشدنی میداند. البته در تحلیل مفهوم حق، تفکیک «حق بودن» و «حق داشتن» ضروری است. مفهوم اول در حوزه ارزششناسی (خوب بودن یا بد بودن) ولی مفهوم دوم موضوع قانونگذاری است. در برخی نوشتههای حقوقی این بیتمییزی منشأ بسیاری از کجتابیهای فکری شده است. عطف به تفکیک اخیر، پرسشهای اساسی تحقیق عبارتاند از: حقگذاری، تکلیف کیست؟ آیا معیاری برای سنجش درستی و نادرستی یا صدق و کذب قوانین وجود دارد؟ چالشهای اجرای قانون (حقوق نهاده) چیست؟ برای پاسخ به پرسشهای یادشده با روش تحلیلی، هستیشناسی حقوق کیفری نهاده (موضوعه) از منظر عناصر و آثار بررسی شده است. در خصوص عناصر تحلیلی حقوق کیفری نهاده، اجزایی چون انشا، درستی و مرتبه و در خصوص آثار اجرایی آن، اوصافی چون استمرار، اثربخشی و کارآمدی شناسایی و تبیین شده است.