تحلیل مبانی نسب ولدالزنا از دیدگاه مذاهب اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه تهران (دانشکدگان فارابی)، قم، ایران
2 دانشیار گروه فقه و حقوق دانشگاه تهران (دانشکدگان فارابی)، قم، ایران
3 دانشآموخته دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22034/fiqh.2023.402841.1160چکیده
از جمله موضوعات مورد اختلافدر مذاهب فقهی، نسب ولدالزنا است که با توجه به اهمیت و جایگاه آن در تحکیم خانواده و جلوگیری از روابط نامشروع، این موضوع جلوه بیشتری مییابد؛ به همین دلیل مذاهب مختلف فقهی به ابعاد گوناگون آن توجه کردهاند و احکام مختلفی در ابواب گوناگون فقهی مانند نکاح و توارث مطرح نمودهاند. مشهور فقهای امامیه و بیشتر فقهای اهل سنت معتقد به ملحقنبودن ولدالزنا به شخص زانی شدهاند. مستند اصلی این حکم، پارهای از روایات و اجماع فقهاست. در مقابل دیدگاه مشهور، برخی از فقهای امامیه و حنابله معتقد به الحاق ولدالزنا شدهاند و برای اثبات ادعای خویش به دلایل مختلف دیگری استناد کردهاند. با توجه به اختلاف نظر و تشتت دیدگاهها در این مسئله و ثمرههای علمی بسیار، ضروری است اولاً دیدگاههای مختلف از منظر فقهای مذاهب اسلامی مطرح و سرچشمۀ اختلافها تبیین شود؛ سپس بعد از مقایسه و تحلیل دلایل و مبانی هر نظریه، دیدگاه جامع و صحیح برگزیده شود. نوشتار حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با نگاهی مسئلهمحور به بررسی موضوع مذکور پرداخته است و پس از تحلیل و ارزیابی ادله به این نتیجه میرسد که ولدالزنا در همۀ احکام نسب با فرزندان مشروع مشترک است، مگر در موردی که به سبب نص خاص همچون توارث استثناء شده باشد.