هستی و مراتب آن از دیدگاه عزیز نسفی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

2 دانشگاه هنر اصفهان

3

4 دانشگاه تبریز

doi
10.22051/jml.2014.121
چکیده

بعد از تحول عمیقی که در سدۀ هفتم هجری در عرفان اسلامی پدید آمد، هستی‌شناسی نیز به دو رکن دیگر معرفت عرفانی، خداشناسی و انسان‌شناسی، افزوده شد. بر این اساس در سنت دوم عرفانی، شناخت هستی صرفاً یک شناخت نظری نیست؛ بلکه این شناخت با رسیدن به مراتب کمال به دست می‌آید و معرفت خدا با معرفت انسان و هستی حاصل می‌شود. پیوند انسان‌شناسی و هستی‌شناسی برای کسب معرفت، افق­های تازه‌ای را به روی عرفای سنت دوم گشود. بدین ترتیب با تطبیق میان جایگاه انسان و هستی به عنوان دو عالم صغیر و کبیر، وجوه تازه‌ای از این دو عالم شناخته شد.   عزیز نسفی، یکی از عارفان نوآور در سنت دوم عرفانی، دربارۀ هستی‌شناسی عرفانی طرح­های تازه‌ای به دست می‌دهد که درکلیات، قابل انطباق با سایر طرح­های هستی­شناسانۀ سنت دوم است؛ ولی در جزییات، منحصر به فرد است. در این مقاله ضمن تحلیل دیدگاه­های نسفی در باب هستی و مراتب گوناگون آن، محورهای فکری وی در مباحث هستی‌شناسانه تبیین و تشریح می‌شود.   این تحقیق از نوع مطالعۀ اسنادی و کتابخانه‌ای است و با روش توصیفی انجام گرفته است.