جایگاه سماع در امهات متون عرفانی تا قرن پنجم(هـ ق)
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22051/jml.2014.109چکیده
سماع، اصطلاحی است که از زمان رشد عرفان در ایران در آثار صوفیانه درباره آن سخن گفته شده است.بسیاری از عارفان متشرع یا علاقه چندانی به سماع نشان ندادهاند و یا برای آن شرایط سختی قایل شدهاند.در مقابل، بسیاری از عارفان نیز سماع را وسیلهای برای جذب واردات قلبی از جانب محبوب دانسته و شرایط آن را ذکر کردهاند.از آغاز تا قرن پنجم(هـ ق) تفکر و رفتار صوفیانه در ذهنیت جامعه ایرانی در حال شکلگیری و نمو بود؛ از اینرو دیدگاه نویسندگان کتابهای تئوریک صوفیانه در این دوره بر عرفان دورههای بعد تأثیر فراوان گذاشت.در این مقاله نظر نویسندگان مهم این دوره درباره سماع و شرایط آن در تصوف بررسی شد تا روشن شود انجام سماع در آن دوره چگونه و با چه شرایط و اعتقاداتی در تصوف رواج داشت.به این منظور پس از ذکر مقدماتی در زمینه سماع، بررسی و تحلیل بحث سماع تا قرن پنجم(هـ ق) انجام شد.اساسِ این پژوهش بر نظر نویسندگانی است که چارچوب متصوفه به کتابهای نظریِ آنها وابسته بوده است.در پایان روشن شد تا قرن پنجم هنوز پایکوبی در مجالس سماع چندان جایگاهی نداشته و تا آن زمان منظور متصوفه از سماع تنها گوش دادن به آواز و شعر و خرقه کردن جامه و بیخود شدن و فریاد زدن و نوعی حرکت بوده است نه بیشتر از آن.