بررسی کارایی دو مدل پایه فیزیکی SINMAP و SHALSTAB در پهنه‌بندی خطر وقوع زمین لغزش(مطالعه موردی: محدوده منطقه چهاردانگه، استان مازندران)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس.

2 دانشیار گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی و کویرشناسی، دانشگاه یزد

3 مربی، عضو هیئت‌علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران.

4 استاد گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی و کویرشناسی، دانشگاه یزد

doi
10.22059/jrwm.2017.61977
چکیده

زمین­لغزش یکی از مهم‌ترین پدیده‌های زمین‌شناختی دامنه‌های البرز شمالی است که به‌طور تدریجی و گاهی در مدت‌زمان کوتاه باعث بروز خسارات قابل‌توجه می­گردد. در چندساله اخیر به دلیل تغییرات نامطلوب در کاربری‌ها و تخریب فزاینده مراتع و جنگل‌ها و اراضی زراعی و اجرای نامناسب پروژه­های عمرانی در مناطق مستعد لغزش، تشکیلات زمین‌شناسی مستعد به لغزش، میزان بارندگی و اقلیم منطقه و وجود دامنه­های پرشیب، فراوانی وقوع این پدیده مخرب، افزایش‌یافته است. در این تحقیق زمین‌لغزش‌های رخ‌داده محدوده چهاردانگه، واقع در جنوب شهرستان ساری با استفاده از دو مدل پایه فیزیکی SHALSTAB و SINMAP موردبررسی قرار گرفت و نقشه پایداری دامنه این محدوده به‌وسیله این دو مدل تعیین شد. در ابتدا مشخصات فیزیکی و مکانیکی سیزده گمانه در محدوده اندازه­گیری گردید و با پنجاه‌وشش مورد از لغزش‌های رخ‌داده در منطقه، مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از تحقیقات میدانی، نمونه‌های آزمایشگاهی، اجرای مدل و تجزیه‌وتحلیل داده­ها نشان داد که دو مدل SINMAP و SHALSTAB دارای نرخ موفقیت 3/87 و 5/69 درصد برای پیش‌بینی ناپایداری دامنه در منطقه چهاردانگه است. این به این معنی است که مدل SINMAP کارایی بیشتری از مدل SHALSTAB در بررسی تجزیه‌وتحلیل پایداری دامنه دارد.