اندیشه وحدت وجود در همس‌الجفون میخائیل نعیمه

نویسندگان

1

2 دانشگاه شهید چمران اهواز

3 دانشگاه علوم پزشکی تبریز

doi
10.22051/jml.2013.89
چکیده

یکی از نظریاتی که از دیرباز به متصوّفه نسبت داده شده، نظریه وحدت وجود است که اساسی فلسفی- عرفانی دارد. این نظریه که به وحدت موجودات هستی نظر دارد، در عالم عرفان و فلسفه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. درباره این نظریه دیدگاه‌های متفاوتی بیان شده است و عارفانِ وحدت‌اندیشی چون بایزید بسطامی، حلاّج و ابن‌عربی درباره آن سخن گفته‌‌اند. در دوره معاصر نیز کم نیستند شاعران و ادیبانی که به این مقوله روی آورده و در آثارشان به آن پرداخته‌‌اند؛ میخائیل نُعَیمه، اندیشمند و ادیب وحدت‌بین و یگانه‌اندیش عرب، از آن‌جمله است. بیش‌تر آثار نعیمه به نثر است و همس‌الجفون تنها مجموعه شعری او به‌شمار می‌رود که در آن به روش‌های مختلف، عرفانی‌ترین ابیات را درباره این رویکرد و مشرب عرفانی سروده است. نعیمه در اشعارش، مانند شاعری فیلسوف منبع ذات انسانی را جویا می‌شود و اعتقاد دارد که روح انسان جزئی از روح خداوند است و ذات خداوندی و هستی و آفریدگان و طبیعت، کلّ زیبایی به‌نام خداوند را تشکیل می‌دهند؛ کلّی که از آن شروع شده و به آن برمی‌گردند. این پژوهش درپیِ آن است که با روش تحلیلی- توصیفی، بروز و ظهور این پدیده عرفانی- فلسفی را در اشعار این شاعر تازی، مورد بررسی و واکاوی قرار دهد.